آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١١٠ - بررسى مقايسهاى
او چيزى بدهيد، هر چند با اسب آمده باشد.[١]
به نظر شما آيا در اين زمان نيز بايد به متكديان و گدايانى كه در گوشه و كنار شهر پرسه مىزنند، و اظهار فقر و تنگدستى مىكنند، كمك كرد؟ آيا كمك به گدا، به معناى كمك به بيكارى و توسعه فقر و تكدىگرى نيست؟ اگر گدايى و تكدىگرى را نشانهاى از عدم انضباط اجتماعى بدانيم، آيا باز هم بايد به گدايان كمك كرد؟ بهترين و اخلاقىترين راه كمك به مستمندان را چه مىدانيد؟
بررسى مقايسهاى
فردريش نيچه (١٩٠٠- ١٨٤٤ م.)، فيلسوف آلمانى و طراح نظريه قدرتگرايى در اخلاق، بر اين باور است كه براى تشخيص فضايل و رذايل اخلاقى بايد ديد كه چه كارى موجب تقويت حس قدرت طلبى ما مىشود و چه كارى موجب تضعيف اين حس مىگردد: كارهاى نوع اول، فضيلت و رفتارهاى نوع دوم، رذيلت به شمار مىآيند. خود وى در تعريف خوب و بد اخلاقى مىگويد:
نيك چيست؟ آنچه حس قدرت را تشديد مىكند، اراده به قدرت و خود قدرت را در انسان. بد چيست؟ آنچه از ناتوانى مىزايد. نيكبختى چيست؟ احساس اينكه قدرت افزايش مىيابد؛ احساس چيره شدن بر مانعى. نه خرسندى بل قدرت بيشتر ... ناتوانان و ناتندرستان بايد نابود شوند: اين است نخستين اصل بشردوستى ما. انسان بايد آنها را (يعنى ناتوانان و ناتندرستان را) در اين مهم يارى كند. چه چيز زيانبخشتر از هر تباهىاست؟ همدردى فعّال نسبت به ناتوانان و ناتندرستان ....[٢]
در جايى ديگر مىگويد: «همدردى براى منحطان، حقوق برابر براى سست بنيادان، اين ژرفترين بىاخلاقى است؛ اين خود بهعنوان اخلاق، ضد طبيعت مىباشد!»[٣]
نظر شما در اينباره چيست؟ آيا شما نيز فضيلت را با قدرت و رذيلت را با ضعف يكسان مىدانيد؟
آيا مىتوان هر قدرتى را خوب و هر ضعفى را بد دانست؟ به طور كلى، آيا همدردى فعال با ناتوانان و تنگدستان را كارى ضداخلاقى مىدانيد يا خير؟ چرا؟[٤]
[١] - لاترَدُّوا السائلَ و لو بِشِقِّ تَمرةٍ و اعْطُوا السائلَ و لو جاءَ على فرسٍ.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٩٦، باب ١، ص ٢٥، حديث ٥٦)
[٢] - فردريش نيچه، دجال، ترجمه عبدالعلى دستغيب، ص ٢٦ و ٢٧
[٣] - فردريش نيچه، اراده قدرت، ترجمه مجيد شريف، تهران: جامى، ١٣٧٧، قطعه ٧٣٤
[٤] - براى آشنايى بيشتر با ديدگاه اخلاقى نيچه و همچنين نقد و بررسى آن، بنگريد به: محمدتقى مصباح، نقد و بررسى مكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، فصل مكتب قدرتگرايى