آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٨٧ - ٤ - ١ فهم سخن و تبحر در موضوع
نمىشود كه پزشك از معاينه او و تجويز دارو براى درمانش صرفنظر كند. نقد اگر درست و بر اساس موازين اخلاقى انجام پذيرد، مىتواند چشمِ ديگرِ شخص نقدشونده باشد؛ چشمى كه بىعينكِ حبّ و علاقه به انديشه يا عملكرد او مىنگرد و قصد آن دارد كه ناهنجارىها و ناراستىهاى او را دريابد و به او گوشزد كند.[١] به گفته سعدى:
|
به نزد من آن كس نكوخواه توست |
كه گويد فلان خار در راه توست[٢] |
|
٤. شرايط اخلاقى نقد
پس از بيان مباحث مقدماتى در زمينه اهميت نقد، معناى نقد و همچنين ضرورت نقد، اكنون به بيان شرايط و آداب اخلاقى نقد مىپردازيم؛[٣] هم شرايطى كه از سوى ناقد بايد مراعات شود و هم شرايطى كه رعايت آنها از سوى شخص يا اشخاص مورد نقد لازم است.
٤- ١. فهم سخن و تبحر در موضوع
|
چو بشنوى سخن اهل دل مگو كه خطاست |
سخنشناس نهاى جان من خطا اينجاست[٤] |
|
على ٧ در نامه خود به فرزندش چنين مىفرمايد:
پس اگر دانستن چيزى ... بر تو دشوار گردد، آن دشوارى را از نادانى خود به حساب آر! چه تو نخست كه آفريده شدى نادان بودى سپس دانا گرديدى؛ و چه بسيار است آنچه نمىدانى و در حكم آن سرگردانى، و بينشت در آن راه نمىيابد، سپس آن را نيك مىبينى و مىدانى.[٥]
اگر در نقد، بهويژه نقدهاى علمى، ناقد در پى بيان درستىها و نادرستىهاى يك انديشه است، طبيعتاً نخستين شرط اين كار، آن است كه آن سخن را بهدرستى فهميده باشد. نقد بدون فهم و رد بدون درك، نشانه گستاخىِ جاهلانه و حقناشناسى نقاد است.[٦] هيچ كس اخلاقاً مجاز نيست پيش از فهم درست و دقيق يك مدعا و به صرف داشتن تصورى مبهم و اجمالى از يك نظريه به نقد آن بپردازد. شايد بتوان گفت بسيارى از اختلافات ميان انديشمندان مختلف از همينجا ناشى مىشود.
[١] - بنگريد به: همان، ص ١٣
[٢] - سعدى شيرازى، كليات سعدى، بوستان، در عدل و تدبير و رأى،( حكايت مأمون با كنيزك)، ص ٢٥٨.
[٣] - به حكم حقشناسى بايد بگويم كه در اين بخش، از كتاب اخلاق نقد، نوشته دوست عزيزم، حجتالاسلام دكترسيدحسن اسلامى، فراوان بهره بردهام. مطالعه اين كتاب را به خوانندگان توصيه مىكنم
[٤] - ديوان حافظ.
[٥] - نهجالبلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٣١، ص ٢٩٩
[٦] - بنگريد به: محمد اسفنديارى،« درك كردن و رد كردن»، آينه پژوهش، سال پنجم، شماره اول، ص ١٤- ٢