آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٠٩ - ٤ - ١ محبت و مدارا
از آنجا كه همه از تخصص و آگاهى لازم براى شناخت مديران و مسئولان لايق و مناسب براى مناصب حكومتى برخوردار نيستند، عاقلانهترين راه اين است كه با صاحبنظران و آگاهان و دلسوزان مشورت كنند و از راهنمايىها و هدايتهاى آنان بهرهمند شوند. تكتك آراى ما در سرنوشت كشورمان تأثير دارد و از طرفى در روز قيامت نيز بايد پاسخگوى آراى خود باشيم. بنابراين عقل و دين حكم مىكند كه ناآگاهانه و سطحى با انتخابات برخورد نكنيم. اگر خودمان كانديداها را نمىشناسيم و از توانمندىها و قابليتهاى آنان آگاهى نداريم، لازم است با ديگران به مشورت پرداخته و بهترينها را برگزينيم. مشورت با ديگران هرچند صد در صد حقيقت و واقعيت را براى ما نشان ندهد، اما اولًا، ضريب خطا را به شدت كاهش مىدهد و ثانياً، در صورت مشورت با نيكخواهان و افراد با صلاحيت، در پيشگاه خداوند معذور خواهيم بود. روشن است كه طرف مشورت بايد شرايط لازم را داشته باشد. امام على ٧ در نامه خود به مالك اشتر، برخى از شرايط افراد مورد مشورت را چنين بيان نمودهاند: «و بخيل را در راىزنى خود در مياور كه تو را از نيكوكارى باز گرداند و از درويشى مىترساند؛ و نه ترسو را تا در كارها سست نمايد، و نه آزمند را تا حرص ستم را برايت بيارايد ....»[١]
٤. وظايف اخلاقى حاكمان در برابر مردم
٤- ١. محبت و مدارا
ماكياولى، در باره نوع رابطه حاكم با مردم مىگويد:
آيا بهتر آن است كه بيش دوستمان بدارند تا از ما بترسند، يا آنكه بيش بترسند تا دوستمان بدارند؟
پاسخ اين است كه هر دو: يعنى هم بترسند و هم دوست بدارند؛ اما از آنجا كه داشتنِ اين هر دو حال با هم دشوار است، اگر قرار باشد كه يكى از آن دو را برگزينيم، بايد گفت همان به كه بيش بترسند تا دوست بدارند ....[٢]
معنى اين سخنان آن است كه حاكم بايد با مردم همچون دشمن برخورد كند. در نظام اسلامى اين رابطه كاملًا بر عكس است؛ حاكمان و مديران بايد به مردم بهعنوان ولىنعمت خود نگاه كنند.
محبت به مردم در ديدگاه اسلامى، يعنى محبت به عيال خداوند، و براى محبوبيت در نزد خداوند بهترين راه اين است كه عيال او را دوست بداريم. صرفنظر از اينكه برخلاف تصور ماكياولى، محبت
[١] - همان، ص ٣٢٨
[٢] - نيكولو ماكياوللى، شهريار، ترجمه داريوش آشورى، ص ١٢٤