آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٨٩ - ٤ - ٣ پرهيز از نقد متقابل
انديشه يا رفتار مىپردازد، قطعاً از درك حقيقت آن عاجز خواهد بود. كسى كه با نگاه عاشقانه يا با نگاه مغرضانه و مبغضانه به مسئلهاى مىنگرد، به سختى مىتواند همه ابعاد و جنبههاى آن را به درستى درك كرده و سره و ناسره آن را تشخيص دهد. اصولًا براى چنين كسى درك مسئله موضوعيت ندارد، بلكه مسائل ديگرى است كه او را به نقد واداشته است.[١]
به گفته سعدى:
|
كسى به ديده انكار اگر نگاه كند |
نشان صورت يوسف دهد به ناخوبى |
|
|
و گر به چشم ارادت نگه كنى در ديو |
فرشتهايت نمايد به چشم كروبى[٢] |
|
البته باز هم بايد توجه داشت كه كس يا كسانى كه انديشه يا رفتار آنان مورد نقد قرار گرفته است، اخلاقاً مجاز نيستند ناقد را به سوءغرض و داشتن حب و بغض نسبت به خودشان متهم كنند. آنان موظفاند به بررسىادله ناقد پرداخته و درستى يا نادرستى آنها را بنمايانند.
٤- ٣. پرهيز از نقد متقابل
|
آينه چون نقشِ تو بنمود راست |
خود شكن، آيينه شكستن خطا است |
|
يكى ديگر از آفتهاى اخلاقى بزرگ در عرصه نقد و نقادى اين است كه بسيارى از افراد در پاسخ نقدهاى ناقدان، بدون آنكه به پاسخگويى نقدها بپردازند، به بررسى آثار ناقد و مطالعه سرگذشت و تاريخ زندگى ناقد پرداخته، مىكوشند به گونهاى از لابلاى انديشهها و اعمال خودش بىعملىها و نادرستىهايى را استخراج كنند و آنها را به رخ ناقد بكشند. همين است كه موجب هراس از نقد شده و نقد را به كالايى قاچاق يا امرى تشريفاتى تبديل كرده است و كمتر كسى جرئت مىكند انديشهاى را نقادى كند. مگر آنكه از دوستان نقد شونده بوده و از قبل با او تبانى كرده باشد تا با نامى مستعار و به منظور رواجدادن يك انديشه به نقد آن بپردازد (!) و يا از خود مطمئن باشد و يا داراى انگيزه بسيار بالايى باشد.
عمل نكردن ناقد به سخنان خودش دليل بىاعتبارى و نادرستى نقد او نمىشود. تنها ثمره و پيامد نقد متقابل، محروم كردن خود از هدايتها و نصايح ديگران است.
[١] - بنگريد به: محمد اسفنديارى، همان، ص ١٣
[٢] - سعدى شيرازى، كليات سعدى، گلستان، باب پنجم،( در عشق و جوانى)، حكايت اول، ص ١٥٧.