آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٧ - ٢ - ٣ ديدگاه معتدل
عبادت و زيباترين عادت است.»[١] «با خواهشهاى نفسانى در تضاد باشيد؛ همچون تضاد دو ضد با يكديگر و با آنها پيكار كنيد؛ مانند پيكار دشمن با دشمن.»[٢] «از شهوات سركش بپرهيزيد كه شما را به ارتكاب انواع گناهان و هجوم بر معاصى مىكشاند.»[٣] «پيروى از شهوات، دين را به نابودى مىكشاند.»[٤] «انسان نادان، برده شهوت.»[٥] و «عاقل، دشمن شهوت است.»[٦] «شيرينى شهوت را ننگ رسوايى از ميان مىبرد.»[٧] «كسى كه شهوت او فزونى يابد جوانمردى او كم مىشود.»[٨] «كسى كه مشتاق بهشت باشد بايد شهوتپرستى را فراموش كند.»[٩] «حكمت و دانش در قلبى كه جاى شهوتپرستى است ساكن نمىشود.»[١٠] «هنگامى كه چشم، مظاهر شهوت را ببيند، عقل از مشاهده عاقبت كار باز مىماند.»[١١] به هر حال، شهوتطلبى و شهوترانى بدترين آفت معنويت و سير و سلوك الهى است.
|
گر امروز آتش شهوت بكشتى بىگمان رستى |
وگرنه تف آن آتش تو را هيزم كند فردا[١٢] |
|
***
|
زشتها را خوب بنمايد شره |
نيست چون شهوت بتر ز آفات ره |
|
|
صد هزاران نام خوش را كرد ننگ |
صد هزاران زيركان را كرد رنگ[١٣] |
|
[١] - تَركُ الشهواتِ افضلُ عبادةِ و اجمَلُ عادةٍ.( همان، ج ١، فصل ٢٣، ص ٣١٤، حديث ٦٥)
[٢] - ضادُّوا الشهوةَ مُضادةَ الضدِ ضدَّه و حارِبُوها مُحارَبَة العدوّ العدوَّ.( همان، ج ١، فصل ٤٥، ص ٤٢١، حديث ٤٠)
[٣] - اهجُرُوا الشهواتِ فانَّها تَقُودُكم الى ركوبِ الذنوبِ و التَّهجُّمِ على السيئاتِ.( همان، ج ١، فصل ٣، ص ١٤٦، حديث ٢٨)
[٤] - طاعةُ الشهوةِ تُفسِدُ الدين.( همان، ج ٢، فصل ٤٧، ص ١٠، حديث ٣)
[٥] - الجاهلُ عبدُ الشهوةِ.( همان، ج ١، فصل ١، ص ٢٨، حديث ٥٠٤)
[٦] - العاقلُ عدوُّ الشهوةِ.( همان، ج ١، فصل ١، ص ٢٨، حديث ٥٠٣)
[٧] - حلاوةُ الشهوةِ يَنْغُصُها عارُ الفضيحةِ.( همان، ج ١، فصل ٢٨، ص ٣٤٣، حديث ١٩)
[٨] - مَن زادتْ شهوَتُه قَلَّتْ مُرُوَتُه.( همان، ج ٢، فصل ٧٧، ص ١٦٨، حديث ٣٧٧)
[٩] - مَن اشتاقَ الى الجنةِ سَلا عن الشهواتِ.( همان، ج ٢، فصل ٧٧، ص ٢٠١، حديث ٩٣٦)
[١٠] - لا تَسْكُن الحكمةُ قلباً مع حُبِّ شهوةٍ.( همان، ج ٢، فصل ٨٦، ص ٣٦٩، حديث ٤٧٩)
[١١]. اذا ابصَرَتْ عينُ الشهوةِ عَمِى القلبُ عن العاقبةِ.( همان، ج ١، فصل ١٦، ص ٢٧٩، حديث ٨٩)
[١٢]. سنائى غزنوى، ديوان اشعار، ص ٦٠.
[١٣]. جلال الدين محمد بلخى، مثنوى و معنوى، دفتر پنجم، ابيات ١٣٦٩ و ١٣٧٠.