آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٣٧ - ٣ - ٥ استدلالطلبى و حقمحورى
سخن اميرمؤمنان ٧ كه مىفرمايد: «به گفته بنگر و نه به گوينده»[١] بهترين شاهد اين حقيقت است.
آن امام بزرگوار در سخن حكيمانه ديگرى مىفرمايد:
حكمت، گمشده حكيم است؛ پس در هر جا كه باشد، آن را طلب مىكند.[٢]
حضرت عيسى ٧ نيز به پيروان خود چنين توصيه مىكند:
حق را از اهل باطل بگيريد؛ اما باطل را از اهل حق نگيريد؛ ناقدان سخن باشيد.[٣]
٣- ٥. استدلالطلبى و حقمحورى
يكى ديگر از شرايط تحقق گفتگوى سازنده و مناظره سودمند، اين است كه طرفين گفتگو حقيقتاً قصد پيروى از واقعيت و حقيقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند. هيچ يك از طرفين نبايد به هر قيمتى، در صدد اثبات سخن خود باشد، بلكه هر دو طرف بايد بنا را بر پذيرش حق و سخنان مستدل بگذارند، و هرگاه هر كدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نمايد. و هرگز خطاهاى معرفتى و علمى خود را با خطاهاى اخلاقى نپوشاند.
قرآن كريم، در آيات متعددى، بر اين حقيقت تأكيد كرده است كه در هر گفتگويى همواره بايد دانش و پيروى از دانش، بهعنوان مسئلهاى بنيادين و محورى مورد توجه قرار گيرد. قرآن كريم، همچنين مجادله از روى جهل و گمان را گناهى بس بزرگ به حساب آورده و آن را علامت و نشانهاى از وجود رذايلى اخلاقى، مانند خود بزرگبينى، دورغگويى، حقستيزى، و حقگريزى، در درون فرد مجادلهگر دانسته است.
كسانى كه در باره آيات خدا- بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مىكنند، [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايه] عداوت بزرگى است. اينگونه، خدا بر دل هر متكبر زورگويى مهر مىنهد.[٤]
[١] - انظُر الى ما قال و لا تَنْظُرْ الى مَن قال.( عبدالواحد الآمدى، غررالحكم و دررالكلم، ج ١، فصل ٣٠، ص ٣٥٥، حديث ١١)
[٢] - ضالةُ الحكيمِ الحكمةُ فهوَ يَطلُبها حيث كانت.( همان، ج ١، فصل ٤٥، ص ٤١٩، حديث ٦)
[٣] - خُذُوا الحقَّ مِن اهلِ الباطِل و لاتَأْخُذُوا الباطلَ مِن اهلِ الحقِ كُوُنوا نُقّادَ الكلام.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٢، باب ١٤، ص ٩٦، حديث ٣٩)
[٤] - الَّذينَ يُجادِلُونَ فى آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبّارٍ.( غافر( ٤٠): ٣٥)