آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٨ - ٢ - ٣ ديدگاه معتدل
خلاصه آنكه منطق اسلام در برابر قوا و غرايز انسانى بهويژه قواى شهوانى را مىتوان در اين بيان حكيمانه امام خمينى قدس سره عارف و اخلاقى بزرگ روزگار حاضر و همه روزگاران، مشاهده كرد:
بدان كه قوه شهوت از قواى شريفهاى است كه حق تعالى به حيوان و انسان مرحمت فرموده براى حفظ شخص خود و بقاى آن در عالم طبيعت و براى ابقاى نوع و حفظ آن. و اگر انسان اين قوه را نداشت به واسطه مُحَلّلات خارجيه و داخليه، به اسرع اوقات، رو به فنا و زوال مىگذاشت و تحصيل بدل ما يتحلل نمىكرد. و چون تحصيل سعادت ابدى بىبقاى در عالم دنيا و اقامه در نشئه طبيعت صورت نگيرد، سعادت ابدى انسان و حيات شريف ملكوتى او مرهون منت اين قوه شريفه است. و نيز اين قوه را مدخليت تام و دخالت كامل است در تشكيل عائله شريفه و نظام مدينه فاضله و تربيت نفوس ناقصه. پس علاوه بر آنكه سعادت خود انسان وابسته به اين قوه است، سعادت بنى نوع هم پيوند به اين مائده آسمانى است. و اين قوه در وقتى كفيل اين سعادات شخصيه و نوعيه است كه از حدود اعتدال، تخطى و تجاوز نكند، و از تحت موازين عقليه و الهيه خارج نشود؛ زيرا با خروج آن از حد خود و به جانب افراط و تفريط رفتن، علاوه بر آنكه سعادات مذكوره را تحصيل نكند، مايه شقاوت و بدبختى خود و بنى نوع خود شود. چه بسا با شهوترانى چند روز يا چند ساعت، نظام يك عائله شريفه از هم گسسته شده، و طرح بدبختى و بيچارگى آنها تا ابد ريخته شود. و چه بسا از عنان گسيختگى اين قوه، شرافت خود انسان و عائله شريفه او دستخوش باد فنا شود.[١]
بنا بر اين، از ديدگاه اسلام، قواى شهوانى و مخصوصاً غريزه جنسى نه علت تامه شقاوت است و نه علت تامه سعادت، بلكه خوب يا بد بودن آنها، از نظر اخلاقى، بستگى به نوع رفتار ما با آنها دارد.[٢] باز هم در اينجا، به سخن حكيمانه امام خمينى قدس سره توجه كنيد كه در اينباره مىفرمايد:
بدان كه وهم و غضب و شهوت ممكن است از جنود رحمانى باشند و موجب سعادت و خوشبختى انسان گردند، اگر آنها را تسليم عقل سليم و انبيا عظيم الشأن نمايى. و ممكن است از جنود شيطانى باشند، اگر آنها را سرخود گردانى و «وهم» را بر آن دو قوه با اطلاق عنان، حكومت دهى. و اين نيز پوشيده نماند كه هيچ يك از انبيا عظام، جلو شهوت و غضب و وهم را به طور كلى نگرفتهاند، و هيچ داعى الى اللَّه تاكنون نگفته است بايد شهوت را به كلى كشت و نائره غضب را به كلى خاموش كرد و تدبير وهم را از دست داد؛ بلكه فرمودهاند بايد جلو آنها را گرفت كه در تحت ميزان عقلى و قانون الهى
[١] - سيدروحاللّه خمينى( امام)، شرح حديث جنود عقل و جهل، ص ٢٧٩ و ٢٨٠
[٢] -« اصل وجود غريزه جنسى نيز همانند ميلها و كششهاى درونى ديگر، لازمه ساختمان روح انسان و فطرى است كه ... خود به خود، نه ارزش اخلاقى مثبت دارد و نه ارزش اخلاقى منفى، ... البته، از نظر فلسفى، هر چيزى كه بهرهاى از وجود داشته باشد، خواه اختيارى باشد يا غير اختيارى، فى نفسه، خير است؛ ولى« خير» در اينجا اصطلاح ديگرى است و به ارزشها و خير اخلاقى ارتباطى ندارد. آنچه كه در محدوده اخلاق قرار مىگيرد و بار ارزشى خواهد داشت كيفيت و كميت ارضاى اين ميل و جهت اعمال آن است.»( محمد تقى مصباح، اخلاق در قرآن، تحقيق محمدحسين اسكندرى، ج ٢، ص ٢٣٩)