آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٨٦ - ٣ ضرورت نقد
و باز على ٧ فرمودهاند:
كسى كه عيوب و كاستىهاى تو را پنهان كند [و به منظور اصلاح، آنها را به تو تذكر ندهد] دشمن توست.[١]
اصولًا، بايد دانست كه نقد و انتقاد از نابسامانىها و كجانديشىها، از وظايف دينى مردم است. نقد انديشههاى نادرست، در حقيقت از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر در حوزه معرفتى است. دايره امر به معروف و نهى از منكر را نبايد منحصر در مسائل رفتارى دانست؛ بلكه اين فريضه در عرصه معرفتى نيز جريان دارد. حتى مىتوان گفت كه امر به معروف و نهى از منكر در قلمرو مسائل معرفتى بسيار اساسىتر و سرنوشتسازتر از امر به معروف در حوزه رفتار است. نقد انديشهها و عملكردهاى نادرست، بهويژه در جايى كه احتمال تأثيرگذارى آنها در ميان افراد جامعه بالا باشد، يك وظيفه اجتماعى است. اگر كسى بداند كه انديشه، گفتار يا كردار خاصى موجب گمراهى افراد و يا موجب انحراف گفتارى يا رفتارى در سطح جامعه مىشود، وظيفه اسلامى و انسانى او حكم مىكند كه به طور مستدل و منطقى در مقابل آن بايستد و مردمان را از خطر اين انحراف آگاه سازد. زكات ذكاوت و شكر نعمت خوشفهمى و تيزبينى، اين است كه شخص تيزبين و خوشفهم، نه تنها بايد «دست ديگران را بگيرد و در گلستان زيبايىهايى كه كشف كرده است آنان را نيز بچرخاند و از شهد فهم بر كام انديشهشان قطرهاى چند بچكاند»[٢] بلكه بايد آنان را از خارها و سنگلاخها و سمّهاى مهلكى كه بر سر راهشان قرار گرفته است، آگاه سازد.
افزون بر اين، نقد انديشهها و گفتارها و كردارهاى نادرست يك فرد يا گروه، خدمت به خود آن فرد يا گروه است. هر چند ممكن است آنان خود، در ابتدا، از چنين خدمتى ناراحت شوند، اما ناراحتى آنان نبايد موجب شود كه ناقد، از نقد صرفنظر كند. همانطور كه گريه و ناراحتى كودك بيمار موجب
[١] - مَن ساتَرَ عيبَك فهو عَدُوَّك.( همان، ج ١، ص ١٩٨)
[٢] - محمدعلى سلطانى،« ضرورت و شيوه نقد كتاب»، آينه پژوهش، سال اول، شماره اول، ص ١٢