آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٣٢ - ٦ - ١ وظيفهاى عمومى
و همه كارهاى نيك و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهىازمنكر، چون قطرهاى است در برابر درياى مواج پهناور ... و برتر از همه اينها سخن عدلى است كه پيش روى حاكمى ستمكار گويند.[١]
احاديث در باره امر به معروف و نهى از منكر چندان فراوان است كه آدمى را اشباع مىكند و به تحرك برمىانگيزد و جاى هيچ عذر و بهانهاى براى ترك آن يا اهمال و سستى در اجراى آن باقى نمىگذارد. پيامبر رحمت ٦ فرمودهاند: «خداوند نسبت به مؤمن ضعيفى كه دين ندارد، خشمگين است.»
از آنحضرت پرسيده شد: «منظور از مؤمن ضعيفى كه دين ندارد كيست؟» در پاسخ فرمود:
«كسى كه نهى از منكر نمىكند.»[٢]
على ٧، در نامه سراسر حكمت خود به فرزندش پس از توصيه به حكمتآموزى، تواضع، ياد مرگ و امثال آن، از او مىخواهد در احياى وظيفه اجتماعى امر به معروف و نهى از منكر كوشا باشد و تنها به فكر خود نبوده دست ديگران را نيز بگيرد:
به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران درآر. به دست و زبان، كارِ ناپسند را زشت شمار و از آنكه كار ناپسند كند با كوشش خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنانكه شايد، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نيايد.[٣]
٦- ١. وظيفهاى عمومى
امر به معروف و نهى از منكر، برخلاف برخى ديگر از احكام دينى و اخلاقى، وظايفى عام هستند. اين دو وظيفه اخلاقى از جهات مختلف عموميت دارند.[٤] توضيح آنكه:
اولًا، همه مسلمانان، از زن و مرد و كوچك و بزرگ، مشمول اين حكم هستند؛ يعنى اين وظيفه،
[١] - و ما اعمالُ البِّرِ كلِّها و الجهاد فى سبيلِ اللَّهِ عند الامرِ بالمعروفِ و النهى عن المنكرِ إلا كَنَفَثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍ ... و افضَلُ من ذلك كلمةُ عدلٍ عند امامٍ جائرٍ.( نهج البلاغة، ترجمه سيدجعفر شهيدى، حكمت ٣٧٤، ص ٤٢٩)
[٢] - محمد بن حسن الحر العاملى، وسائل الشيعة، ج ١٦، كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و ما يلحق به، باب ١، ص ١٢٢، حديث ١٣
[٣] - وأمُرْ بالمعروفِ تَكُنْ من اهلِه و انْكَرْ بيدِك و لسانِك و بايِنْ مَن فَعَلَه بجُهدِك و جاهِدْ فى اللَّهِ حقَّ جهادِهِ و لَاتأْخُذْكَ فى اللَّهِ لومةَ لائمٍ.( نهج البلاغة، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٣١، ص ٢٩٦)
[٤] - بنگريد به: محمد اسفنديارى، بعد اجتماعى اسلام، ص ٧٦؛ سيدحسن اسلامى،« امر به معروف و نهى از منكر»، دانشنامه امام على، ج ٦، ص ٢٦٧