آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٩٠ - پرسش
پوشانيدن، از جمله لذتهايى هستند كه هر انسانى به مقتضاى طبيعتش به آنها گرايش دارد و افزون بر آن، شرط زنده ماندن انسان نيز هستند؛ البته ضرورى بودن اين دسته از لذتها تا آنجاست كه واقعاً شرط زنده ماندن انسان باشند. تحصيل اين دسته از لذتها امرى لازم و ضرورى است و به همين دليل انجام كارهايى كه به تحقق آنها بينجامد نيز ضرورى و حتمى خواهد بود. لذتهاى طبيعى و غيرضرورى به لذتهايى گفته مىشود كه هر چند براى حواس طبيعى ما دلپذيرند؛ اما لذتهايى زايد و غيرضرورىاند. اين نوع از لذتها، معلول و مولود توجهى است كه انسان به تنوعطلبى دارد؛ مثلًا بهتر خوردن و بهتر نوشيدن از جمله لذتهايى هستند كه هر چند مقتضاى طبيعت انساناند، اما حيات آدمى وابسته به آنها نيست. لذت جنسى نيز در همين دسته جاى مىگيرد. اپيكور در باره لذت جنسى مىگويد: «رابطه جنسى هرگز براى كسى فايدهاى نداشته و اگر ضررى نرسانده از يارى بخت بوده است.»[١] «اگر به لذايذ ونوسى[٢] گوشه چشمى دارى و قوانين و اخلاق را زير پا نمىگذارى و به جسم خود آسيب نمىرسانى و لاغر و نحيف نمىشوى و سلامت خود را از دست نمىدهى، هر چه مىخواهى بكن؛ اما بدان كه پرهيز از تمام اين عيوب بسى مشكل است و با ونوس، همين اندازه كه چيزى از دست ندهى كار مهمىكردهاى.»[٣] در باره ارضا يا عدم ارضاى اين نوع تمايلات، بايد نخست اين پرسش را مطرح كرد كه اگر آنها را برآورده كنم يا نكنم چه پيامدى خواهد داشت. اپيكور معتقد است كه مىتوان از اين دسته از لذتها، به طور معتدل و با ميانهروى استفاده كرد و تأكيد مىكند كه بايد از افراط و تفريط در استفاده از آنها به شدت پرهيز نمود. بنابراين، نه بايد به طور كلى از اين گونه لذتها چشم پوشيد و از آنها اجتناب كرد و نه بايد در برخوردارى از آنها زيادهروى كرد. اعتدال و ميانهروى در استفاده از آنها خيرِ اخلاقى است و تعطيل و ناديده گرفتن آنها يا زيادهروى در استفاده از آنها، شر اخلاقى است.
لذتهاى غيرطبيعى و غيرضرورى به لذتهايى گفته مىشود كه نه مقتضاى طبيعت انسان هستند و نه لازمه حيات او؛ بلكه لذتهايى بيهوده و عبثاند. اين نوع اميال، مولود «گمان» و
[١] - برتراند راسل، تاريخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دريابندرى، ج ١، ص ٣٥٥
[٢] - ونوس، الهه عشق در اساطير يونانى است
[٣] - لوچانو دِكر شِنتزو، فيلسوفان بزرگ يونان باستان، ترجمه عباس باقرى، ص ٣٤٠