آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٤٠ - ٤ - ١ شخصيتزدگى
تسليم شدن در برابر حق، شخصيت گذشتگان خود را به رخ مىكشيدند و با اقتداى به آنان از پذيرش حق استنكاف مىكردند.
و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر [ش] بياييد»، مىگويند:
«آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم ما را بس است» آيا هر چند پدرانشان چيزى نمىدانسته و هدايت نيافته بودند؟[١]
گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است. اين جز شيوه پيشينيان نيست. و ما عذاب نخواهيم شد.»[٢]
بلكه گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و ما [هم با] پىگيرى از آنان، راه يافتگانيم.» و بدينگونه در هيچ شهرى پيش از تو هشداردهندهاى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى [و راهى] يافتهايم و ما از پى ايشان راهسپريم.» گفت: «هرچند هدايتكنندهتر از آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم براى شما بياوريم؟» گفتند: «ما [نسبت] به آنچه بدان فرستاده شدهايد كافريم.»[٣]
شخصى به نام حارث بن حوط[٤] پيش از آغاز جنگ جمل، وقتى به رهبران دو سپاه نگاه كرد، ديد كه رهبرى هر كدام از آنها بر عهده شخصيتهاى بزرگى است: از طرفى على ٧ و ياران بزرگش را مىديد و از سوى ديگر، شخصيتهايى چون طلحه، زبير و عايشه را در سپاه مقابل مشاهده مىكرد.
حيران و سرگردان شد، تشخيص حق برايش مشكل بود. به محضر اميرمؤمنان ٧ آمد و مسئله را با او در ميان گذاشت و از آنحضرت پرسيد: آيا ممكن است طلحه و زبير كه از با سابقهترين مسلمانان بودهاند و عايشه، همسر پيامبر و امالمؤمنين بر باطل اجتماع كنند؟ چگونه ممكن است كه چنان شخصيتهايى به اشتباه روند؟ اين فرد، در حقيقت معيار و مقياس تشخيص راه درست را اشخاص و سوابق آنان قرار داده بود. امام على ٧ در پاسخ فرمودند:
[١] - وَ إذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إلى ما أنْزَلَ اللَّهُ وَ إلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ.( مائده( ٥): ١٠٤)؛ همچنين، بنگريد به: بقره( ٢): ١٧٠
[٢] - قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أوَعَظْتَ أمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظينَ إنْ هذا إلّا خُلُقُ اْلأَوَّلينَ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبينَ.( شعراء( ٢٦): ١٣٨- ١٣٦)
[٣] - بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ* وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إلّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ* قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ.( زخرف( ٤٣): ٢٤- ٢٢)
[٤] - در برخى ديگر از نسخهها نام اين شخص حارث بن حوت ضبط شده است