اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٤٢ - دو انگيزه و نيت فاعل
است و قهراً محبوبيت فاعل را نزد خداوند نيز در پى خواهد داشت؛ البته انجام اين نوع عمل اخلاقى فقط از جانب دوستان خاص خداوند ميسّر است. بنابراين در صورت نخست نيز انگيزه فاعل، رضايتمندى خداوند است، از اين جهت كه موجب پاداش و مانع كيفر است.
نسبت انگيزه و ايمان: گفته شد كه در نظام اخلاقى اسلام، عمل اخلاقى هنگامى ارزشمند است كه فاعل در انجام آن سوداى كسب رضايت معبود را در سر داشته باشد؛ اعم از اينكه تحصيل رضايت خداوند مطلوب بالذّات او باشد، يا اينكه خشنودى پروردگار از اين جهت كه مقتضى ثواب و مانع عقاب است، انگيزه او گردد. تحقق اين امر بهطور منطقى در صورتى ممكن است كه فاعل، هستى خداوند و حقانيّت معاد و روز پاداش و كيفر و بعثت انبيا و تعاليم آنها را باور داشته باشد؛ البته ايمان به خداوند، باور به معاد و نبوّت را نيز در پى خواهد داشت.
از همين روى در متون دينى ما تأكيد فراوانى بر ايمان- به عنوان شرط ضرورى براى ارزشمندى اخلاقى- شده است كه نمونههايى از آن به قرار زير است:
هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزهاى، حياتِ [حقيقى] بخشيم، و مسلماً بهآنان بهتر از آنچه انجام مىدادند، پاداش خواهيم داد.[١]
نيكوكارى آن نيست كه روى خود را بهسوى مشرق و مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى بهخدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و ...[٢]
پيامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ايمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آوردند [و گفتند:] «ميان هيچيك از فرستادگانش فرق نمىگذاريم» و گفتند: «شنيديم و گردن نهاديم. پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاريم] و فرجامْ بهسوى تو است».[٣]
در باب حقيقت ايمان و تفاوت آن با علم از يكسو و با اسلام از سوى ديگر، گفته شده است كه ايمان امرى قلبى است و در عين حال اختيارى؛ در حالى كه علم و عقيده ممكن است بهصورت غيراختيارى نيز براى انسان حاصل گردد. بنابراين ملازمهاى ميان علم و ايمان به يك حقيقت وجود ندارد؛ يعنى ممكن است فرد به حقيقتى عالم باشد، ولى نسبت بدان كفر ورزد.[٤]
[١] سوره نحل آيه ٩٧
[٢] سوره بقره آيه ١٧٧
[٣] سوره بقره آيه ٢٨٥
[٤] - ر. ك: علامه طباطبايى( ره): الميزان، ج ١٨، ص ٢٥٩