اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٨٢ - ٣ روش تكريم شخصيت
كشف فساد و هتك حرمت يك مسلمان شد. امام على ٧ فرمودند:
كار برادرت را بر نيكوترين وجه تفسيركن تا اينكه خلاف آن بر تو ثابت شود و نسبت به سخنان او نيز مادامى كه راهى براى تفسير نيكو دارد، گمان بد مبر.[١]
٢. تغافل و تجاهل: اگر خطاى متربى ثابت شد، ولى براى اولين بار بود و بر حسب شرايط تشخيص داديم كه چشمپوشى از آن و حفظ شخصيت او موجب اصلاح خواهد شد، مىتوان از تغافل يا تجاهل استفاده كرد؛ يعنى وانمود كنيم كه اين خطا از او سر نزده است و نيز توجيهش را بپذيريم، با اينكه به عدم صحت آن آگاهيم. امام صادق ٧ بيان مىدارند:
اصلاح اوضاع زندگى و معاشرت با ديگران مانند ظرفى است كه دو ثلث آن زيركى و يك ثلث آن تغافل است.[٢]
با تغافل از امور جزئى، خودتان را بلندمرتبه و ارزشمند بداريد.[٣]
امام على ٧ فرمودند: «هيچ [برخورد] خردمندانهاى مانند تجاهل نيست.»[٤] تغافل علاوه بر آنكه موجب تكريم شخصيت متربى است، وى را برمىانگيزاند كه اين بزرگى و بزرگوارى مربّى خود را جبران كند و همين امر موجب اصلاح و عدم استمرار خطاى او خواهد شد.
٣. عفو و صفح؛ پس از آنكه خطا مسلم و آشكار شد، هنوز هم جاى اغماض و چشمپوشى وجود دارد. اگر احتمال بدهيم كه عفو و گذشت از خطاى ديگران باعث تنبيه و اصلاح آنان خواهد شد- كه غالباً چنين است- عفو كردن بهتر است. خداوند غفور، عفو را به مثابه سيره جارى در اجتماع توصيه مىكند:
خُذ العفو.[٥]
[اى پيامبر] عفو و گذشت را پيشه خود ساز.
... از آنان در گذر و چشمپوشى كن كه خدا نيكوكاران را دوست مىدارد.[٦]
[١] - ضَعْ امرَ اخيك عَلى احسنه حتّى يأتيَك ما يقلبك عنه و لا تظنّنّ بكلمةٍ خرجتْ مِن اخيك سوءاً و انتَ تَجِدُ فى الخيرِ سبيلًا.( كافى، ج ٢، ص ٣٦٢)
[٢] - صلاح حال التعايش و التعاشر ملاء مكيالٍ ثلثاه فطنّة و ثلثه التغافل.( اخلاق فلسفى، ص ٣٥٩)
[٣] - عظّموا اقدارَكم بالتّغافل عن الدّنىّ من الامور.( همان، ص ٢٢٤)
[٤] - لاعقل كالتجاهل.( غررالحكم و دررالكلم)
[٥] - سوره اعراف، آيه ١٩٩
[٦] - فاعف عنهم و اصْفح، انّ الله يحبّ المحسنين.( سوره مائده، آيه ١٣)