اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٧٤ - ٣ روش تكريم شخصيت
افرادى كه عزت نفس بالايى دارند، اگر به نحوى ابلهانه يا بىرحمانه رفتار كنند، بيش از ديگران احساس ناهماهنگى مىكنند. حال اگر شخصى عزت نفس پايينى داشته باشد، چه پيش مىآيد؟ چنين شخصى اگر مرتكب عمل ابلهانه يا غيراخلاقى شود، احساس ناهماهنگى زيادى نمىكند ... از سوى ديگر شخصى كه عزت نفس بالايى دارد، احتمالًا بيشتر در مقابل وسوسه ارتكاب يك عمل خلاف مقاومت مىكند؛ زيرا رفتار خلاف، ناهماهنگى بيشترى در او بوجود مىآورد.[١]
بنابراين يكى از روشهاى تربيت اخلاقى، تكريم شخصيت است؛ يعنى انجام دادن امورى كه به باورِ ارزشمند بودنِ خود يا متربى بينجامد.
آدلر[٢] مبدع روانشناسى فردى، احساس حقارت يا كهترى را اساس نظريهاش قرار داده آن را علّت و منشأ تقريباً تمام رفتارهاى غيرعادى (نابههنجار) مىداند:
احساس حقارت و عقده حقارت، مانند رشته نخ رنگينى در تمام حالات اختلال روانى كشيده شده است. يك كودك عصبى يا بىاستعداد، بزرگسالى فاقد نيروى تعادل روانى است.
روانْنژندها، بزهكاران، منحرفين جنسى و بيماران روانى همه در اثر رنج از احساس نارسايى و ضعف خويشاند و همواره در ترديد و گمراهى بهسر مىبرند و نقطه اتكا و استوارى مىجويند ....[٣] احساس حقارت مىتواند از تكامل طبيعى جلوگيرى كند و آن هنگامى است كه كودك كاملًا در اين احساس غوطهور شده و با دست و پا زدن بىحاصل بخواهد خود را از اين وضع نجات دهد. در اين حالت، بدبينى و وحشت، راه را بر «عقده حقارت» مىگشايد و كودك در حيطه اختلالات روانى قرار مىگيرد. در اين نقطه حركت روانى به حال سكون و سكوت در مىآيد؛ بدين معنا كه كودك ديگر قادر به غلبه بر ضعف و نارسايىهاى خود نيست و بهناچار راهى جز اين ندارد كه با تعادلبخشى تخيلى (جبران كاذب) خود را در اختيار محيط قرار دهد.[٤]
در كتاب احساس كهترى، در توضيح نظريه آدلر، سبك زندگى حاصل از احساس حقارت يا كهترى را اينگونه ترسيم مىكند:
احساس كهترى بر حسب درجه كيفيت آن و نخستين نتايجى كه در ضمن تجربه از آن
[١] - روانشناسى اجتماعى، ترجمه شكركن، ص ١٥٠ و ١٥١
[٢] -
١.،
[٣] - آدلر: روانشناسى فردى، ترجمه حسن زمانى، ص ٥٩
[٤] - همان، ص ٥٧