اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩٣ - ٣ شكر
مراتب سه گانه قلبى (يادآورى)، زبانى (مدح و ثنا) و عملى است. مراد از شكر خداوند آن است كه انسان اولًا، همواره در دل متوجه و يادآور نعمتهاى او باشد. ثانياً، به هنگام استفاده از نعمتهاى بيكران الهى زبان به حمد و سپاس الهى بگشايد. ثالثاً، نعمتها و بركات خداوندى را در راهى كه خداوند اراده كرده است، بهكار گيرد.[١] در مقابل «شُكر»، «كُفر» قرار دارد كه بهمعناى مخفىكردن و پوشاندن نعمتهاى الهى است. البته آشكار است كه نسبت به نعمتهاى بىشمار خداوندى حتى بندگان شاكر الهى هم از عهده سپاسگزارى او برنمىآيند؛ درعينحال، ادب بندگى اقتضا مىكند كه نهايت تلاش خويش را در اين راه بنمايد. قرآن در باب گستره نعمتهاى الهى و ميزان سپاسگزارى نوع بشر مىفرمايد:
و از هرچه از او خواستيد به شما عطا كرد، و اگر نعمت خدا را شماره كنيد، نمىتوانيد آن را بهشمار درآوريد. قطعاً انسان ستمپيشه ناسپاس است.[٢]
دو. ارزش شكر: در آيات و روايات، در شرح مقام شكر و سپاسگزارى آمده است:
سپاسگزارى از صفات خداوند است: «و خداوند سپاسپذير بردبار است.»[٣] سپاسگزارى آغاز و انجام سخن جنتنشينان است: «سپاس خدايى را كه وعدهاش را بر ما راست گردانيد.»[٤] «و پايان نيايش آنان اين است كه: الحمدلله ربّ العالمين.»[٥] خداوند حمد و سپاس را در كنار ايمان، مانع عذاب برشمرده است: «اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد، خدا مىخواهد با عذاب شما چه كند؟».[٦]
در فضيلت سپاسگزارى همين بس كه خداوند صريحاً بندگان را به آن فرمان مىدهد: «و شكرانهام را بهجاى آوريد و با من ناسپاسى نكنيد.»[٧] به فرموده امام سجاد ٧ سپاسگزارى از خداوند، آدمى را در دايره محبت خاص الهى قرار مىدهد: «حقيقتاً خداوند، هر قلب محزون و هر بنده سپاسگزار و قدردان را دوست مىدارد.».[٨] بنابراين حقشناسى و سپاسگزارى نسبت به
[١] - مراتب شكر را مىتوان از لابهلاى احاديث معتبر نيز استنباط نمود؛ از جمله ر. ك: كافى، ج ٢، ص ٩٦، ح ١٥ وص ٩٥، ح ٩ و ١١
[٢] - سوره ابراهيم، آيه ٣٤. همچنين ر. ك: سوره اعراف، آيه ١٠ و ١٧، سوره يونس، آيه ٦٠ و سوره غافر، آيه ٦١
[٣] - سوره تغابن، آيه ١٧. همچنين ر. ك: سوره نساء، آيه ١٤٧
[٤] - سوره زمر، آيه ٧٤
[٥] - سوره يونس، آيه ١٠
[٦] - سوره نساء، آيه ١٤٧
[٧] - سوره بقره، آيه ١٥٢. همچنين ر. ك: سوره اعراف، آيه ١٤٤ و سوره زمر، آيه ٦٦
[٨] - كافى، ج ٢، ص ٩٩، ح ٣٠