اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩١ - ٢ توكل
البته اين نوع بسيار نادرالوقوع است و جز براى صديقين حاصل نمىشود و در صورت وقوع هم بهزودى از بين مىرود و چند لحظه بيشتر دوام نمىيابد.[١]
از منظرى ديگر مردم در توكل به خداوند درجات يكسانى ندارند و هر يك به ميزان توكل خويش بايد در توسّل به اسباب و علل در رسيدن به مقاصد خويش عمل كنند. خداوند با كسانى كه بهكلى اعتماد خويش را از اسباب و علل طبيعى قطع كردهاند، به تناسب اين اعتماد با آنان رفتار خواهد نمود. چنانكه امام صادق ٧ فرمود: «خداوند ابا دارد از اينكه روزىِ مؤمنان را جز از راهى كه گمان ندارند، فراهم نمايد.»[٢] اين رفتار خداوند به مؤمنانى اختصاص دارد كه درجات عالى توكل را دارند؛ ولى كسانى كه به اين درجه از توكل راه نيافتهاند و اعتماد آنان به اسباب و علل در كنار اعتماد به خداوند باقى است، خداوند نيز از مجارى اسباب و علل نيازهاى آنان را رفع خواهد نمود.[٣]
سه. ارزش توكّل: قرآن كريم دهها بار به صراحت و كنايت انسانها و بهويژه مؤمنان را به توكل برخداوند فرا خوانده است و در برابر اين اعتماد و اطمينان بندگان، وعده خداوند مبنى بر كفايت امور آنان را اعلام مىدارد. از جمله در قرآن آمده است: «و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند.»[٤] «خداوند توكّل كنندگان را دوست مىدارد.»[٥]
همچنين براى اطمينانبخشى نسبت به سرانجام توكّل و اعتماد به پروردگار مىفرمايد:
«و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است.»[٦]
احاديث نبوى ٦ و سخنان اهلبيت : سرشار از عباراتى است كه منزلت توكل و فضيلت آن را بيان مىكنند. از باب نمونه سخن امام صادق ٧ را نقل مىكنيم كه فرموده است:
بهدرستى كه بىنيازى و عزت در حال گردشاند و هنگامى كه به جايگاه توكّل گذر كنند، آنجا را وطن خود مىگزينند.[٧]
[١] - ر. ك: فيض كاشانى: پيشين، ج ٧، ص ٤٠٨- ٤٠٩؛ نراقى: پيشين، ج ٣، ص ٢٢٣- ٢٢٥
[٢] - كلينى: كافى، ج ٥، ص ٨٣، ح ١؛ ابن شعبه حرانى: پيشين، ص ٦٠؛ شيخطوسى: امالى، ص ٣٠٠، ح ٥٩٣
[٣] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ٣، ص ٢٢٩- ٢٣٠
[٤] - آل عمران، آيه ١٢٢ و ١٦٠، مائده، آيه ١٢ و ٢٦، توبه، ٥٢، ابراهيم، ١١، مجادله، ١٠ و تغابن، ١٣
[٥] - سوره آل عمران، آيه ١٥٩
[٦] - سوره طلاق، آيه ٣
[٧] - كلينى: كافى، ج ٢، ص ٦٥، ح ٣