اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٩٢ - ٣ شكر
چهار. تلاش و توكل: اگرچه با دقت در ماهيت توكّل روشن مىگردد كه توكّل منافاتى با سعى و تلاش و استفاده از ابزار و اسباب ندارد، گاهى شبههاى پديد مىآيد كه اشاره به آن مفيد است. انسان نسبت به امورى كه اسباب و علل آن خارج از اراده او است، چارهاى جز توكّل ندارد؛ ولى نسبت به حوادثى كه ايجاد اسباب و علل آن در توان او است، در عين حال كه به موجب توكّل براى ابزار و اسباب، تأثير مستقل قائل نيست، ولى وظيفه دارد كه براى فراهم آوردن آنها بكوشد و آنچه را به سببيّت آن يقين يا گمان دارد، بهكار گيرد و در اين جهت از تعقّل و انديشه خويش بهره برد. زيرا سنّت خداوند بر اين قرار گرفته است كه امور عالم با اسباب و علل خاص خود پيش رود. بر همين اساس فرموده است كه هنگام جنگ با شيوهاى خاص و با اسلحه نماز بخوانيد،[١] و توان و قدرت دفاعى براى خود آماده كنيد.[٢] به موسى ٧ دستور داد كه بندگان مرا شبانه و به دور از چشم فرعونيان از شهر بيرون ببر.[٣] پيامبراكرم ٦ هنگامى كه مردى اعرابى را ديد كه به بهانه توكّل بر خداوند، شترش را در بيابان رها نموده، فرمود:
اعقلها و توكّل؛[٤]
«شتر را ببند و توكّل بر خداوند نما».
٣. شكر
اين مفهوم نيز از چند جهت قابل بررسى است:
يك. ماهيت و مراتب شكر: در شرح ماهيت «شكر» عبارات متعددى بهكار گرفته شده است. «تصور نعمت و اظهار آن»،[٥] «شناخت نعمت منعم و شادمانى و سرور نسبت به آن، عمل به مقتضاى اين سرور با عزم بر امور خير، سپاسگزارى از منعم و استعمال نعمت در راه بندگى خداوند»[٦] و «اظهار نعمت»،[٧] تعاريفى است كه براى «شكر» بيان شده است. در جمع بين اين تعاريف مىتوان گفت كه در واقع حقيقت شكر همان «اظهار نعمت» است.
اظهار نعمت از سويى مستلزم ادراك و تصور آن است و از جانب ديگر اين اظهار داراى مراتب و چهرههاى مختلف است؛ زيرا اظهار نعمت عبارت است از استعمال آن در راهى كه منعم اراده كرده است و همچنين يادآورى و مدح و ثناى او براى نعمتش. بنابراين شكر داراى
[١] - سوره نساء، آيه ١٠١
[٢] - سوره انفال، آيه ٦١
[٣] - سوره دخان، آيه ٢٣
[٤] - طوسى: امالى، ص ١٩٣، ح ٣٢٩
[٥] - راغب اصفهانى: پيشين، ص ٢٧٢
[٦] - نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج ٣، ص ٢٣٣. همچنين ر. ك: فيضكاشانى، محسن: پيشين، ج ٧، ص ١٤٤- ١٤٦
[٧] - علامه طباطبايى: الميزان، ج ٤، ص ٣٨ و ج ١٦، ص ٢١٥