اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٤٤ - دو انگيزه و نيت فاعل
در اين آيه آشكارا بسيارى از نعمتهاى بزرگ خداوند، از جمله رضوان او، در كنار «ايمان» بشارت داده شده و از ضرورت وجود عمل در كنار آن سخنى به ميان نيامده است. آيا اين قبيل آيات با آيات قبل و آنچه در پى خواهد آمد- مبنى بر ضرورت وجود عمل صالح براى تحقق ارزش اخلاقى- منافات ندارد؟ آيا در نظام اخلاقى اسلام، «ايمان» بهتنهايى مىتواند منشأ ارزش اخلاقى و شايسته ستايش و پاداش باشد؟ در پاسخ به اين پرسش و براى ايجاد سازگارى بين مفهوم اين دو گروه آيات، گفته شده است:
با توجه به آنچه در باب حقيقت ايمان و نسبت آن با «اسلام» و «عمل» بيان شد، آياتى كه در پى ايمانْ عمل را ذكر مىكند، ناظر به شرايط عادى است؛ يعنى مربوط به كسانى است كه شرايط عملكردن بر طبق آن، همانند قدرت، فرصت و غيره برايشان فراهم است و در نتيجه عمل مىكنند. و آياتى كه فقط ايمان را موجب سعادتمندى مىداند، مربوط به شرايطى است كه فرد ايمان مىآورد، ولى شرايط عملكردن به آن از قبيل قدرت و فرصت براى او فراهم نيست.[١]
اعمال نيك كافران: پرسش نهايى كه در مبحث انگيزه و نيّت در خور پاسخگويى است، اين است كه: آيا كافران و افراد غيرمؤمن كه ايمان به مبدأ و معاد و نبوّت ندارند و قهراً در انجام اعمال خود- اگرچه آن عمل ذاتاً پسنديده باشد- انگيزه و نيت كسب رضايت خداوند را ندارند، در دستگاه اخلاقى اسلام شايسته هيچ ستايش و پاداشى نيستند؟ و اعمال نيك آنان هيچ ارزش اخلاقى نداشته از جانب پروردگار جبران نخواهد شد؟
در پاسخ به اين پرسش، گفته مىشود:
كارهايى كه ويژگى مذكور را ندارد، ولى با قالبهايى كه شارع تعيين كرده نيز مخالف نيست و انگيزه منفى هم ندارد- يعنى با انگيزه دشمنى با دين حق و دوستداران آن نيست و فاعل در انجام آن انگيزهاى برتر از تأمين نيازهاى مادى و حيوانى دارد- يعنى عمل او از احساسات و عواطف انسانى سرچشمه مىگيرد- مانند اينكه از خود، گذشت و سخاوتمندى نشان مىدهد- اين قبيل اعمال اگرچه شرايط و نصاب لازم را براى تعالى و تكامل نفس انسانى ندارد، لكن زمينه آن را فراهم مىكند؛ يعنى روح و جان آدمى را مهياى سفر معنوى مىگرداند. حتى بر اساس برخى روايات، موجب تخفيف يا رفع مجازات اخروى فرد مىگردد
[١] - ر. ك: مصباح يزدى، محمدتقى: همان، ص ١١٢ و ١١٣