اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٢٧ - ٩ نظارت بر خود
آخرت گناه او را مىپوشاند ... دو فرشتهاى را كه نامه اعمالش را ثبت مىكنند به فراموشى مىاندازد و به اعضا و جوارحش فرمان مىدهد گناهانش را مخفى بداريد و به قسمتهاى مختلف زمين مىگويد آن گناهانى كه بر روى تو انجام گرفته ناديده بگير. پس ملاقات مىكند خداوند را در حالىكه هيچ چيزى وجود ندارد كه بر گناهان او شهادت دهد.[١]
امام على ٧ بيان مىكند كه «توبه دلها را پاك مىكند و گناهان را مىشويد.»[٢] امام خمينى (ره) نيز در مورد توبه بيان مىدارد:
توبه عبارت است از رجوع از طبيعت بهسوى روحانيت نفس، بعد از آنكه بهواسطه معاصى و كدورت نافرمانى نور فطرت و روحانيتْ محجوب به ظلمت طبيعت شده و تفصيل اين اجمال اين است كه نفس در بدو فطرت خالى از هر نحو كمال و جمال و نور و بهجت است؛ چنانكه خالى از مقابلات آنها نيز هست. گويى صفحهاى است خالى از مطلق نقوش، نه داراى كمالات روحانى و نه متصف به اضداد آن است. ولى نورِ استعداد و لياقت براى حصول هر مقامى در او وديعه گذاشته شده است و فطرت او بر استقامت و خميره او مخمّر به انوار ذاتيه است و چون ارتكاب معاصى كند به واسطه آن در دل او كدورتى حاصل شود و هر چه معاصى بيشتر شود، كدورت و ظلمت افزون گردد، تا آنكه يكسره قلبْ تاريك و ظلمانى شود و نور فطرت خاموش گردد و به شقاوت ابدى رسد. اگر در بين اين حالات، قبل از فراگرفتن ظلمت تمام صفحه قلب را، از خواب غفلت بيدار شود و پس از منزل يقظه بهمنزل توبه وارد شود و حظوظ اين منزل را با شرايطى كه ذكر مىشود استيفا كرد، از حالات ظلمانيه و كدورات طبيعيه برگشت مىنمايد به حال نور فطرت اصلى و روحانيت ذاتيه خود. گويى صفحهاى مىشود باز خالى از كمالات و اضداد آن. چنانكه در حديث شريف مشهود است:
التائب من الذنب كمن لا ذنب له ....[٣]
براى اينكه انسان اقدام به توبه كند و نوميدى بر او غلبه نكند، بايد آيات دعوت به توبه را پىدرپى بخواند و بداند كه دامنه رحمت و مغفرت خداوند بسيار وسيع و گسترده است:
و توبوا الى اللّه جميعاً ايّها المؤمنون لعلّكم تفلحون.[٤]
[١] - كافى، ج ٢، ص ٤٢٣
[٢] - التوبه تطهّر القلوب و يغسل الذنوب.( غررالحكم، فصل ٥، ص ١٩٥)
[٣] - چهل حديث، ص ٢٣١ و ٢٣٢
[٤] - سوره نور، آيه ٣١