اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٠٢ - ٦ روش عبرتآموزى
عجايب صنع در عالم، انسان را خاضع و خاشع مىكند. سرچشمه بسيارى از پليدىها و نابسامانىهاى اخلاقى «خودميانبينى» و «خودبرتربينى» است.[١] از اينرو يكى از اهداف تربيت اخلاقى، فاصله گرفتن از خودميانبينى است. به گفته پياژه: «... پس دو مسئله اساسى تربيت اخلاقى عبارتند از تأمين «ميان واگرايى» و «تشكيل انضباط» ...».[٢] توجه به عظمت عالم و شگفتىهاى آن، انسان را از خود بيرون مىآورد و آماده پذيرش مكارم اخلاقى مىگرداند.
ج. توجه به حوادث و رويدادهاى فعلى: ما در زمان خود زندگى مىكنيم و مىتوانيم پيش از آنكه حوادث و رويدادها در دل تاريخ مدفون شوند، از آنها عبرت بگيريم. حضرت امير ٧ مىفرمايد:
من در گرو آنچه مىگويم هستم و خود ضامن آنم. هر كس از پيشآمدهاى ناگوار روزگار عبرت آموخت، بههنگام قرار گرفتن در شبهات، تقوا وى را حفظ خواهد كرد.[٣]
نگاهى كوتاه به پيرامون خود و نظاره رويدادهاى مختلف كه گاهى حجاب معاصرت و همزمانى ما را از آنها غافل مىكند، بهسادگى صعود و سقوط افراد و شخصيتها و عزت و ذلت ظاهرى آنان را در گردش روزگار به ما نشان مىدهد. مكافات عمل و حكمتهاى پنهان پشتپرده در مسير حوادث، بهغايت پندآموز خواهد بود و اين تجارب عينى مىتوانند ذخاير پر ارزشى از عبرت باشند.
د. تأمل در قصص گذشتگان: داستان زندگى گذشتگان نيز مىتواند براى ما عبرتآموز باشد. در اينجا عبرتگيرنده در صحنههاى واقعى و آثار گذشتگان حضور نمىيابد، اما با تأمل در داستان و فراز و نشيبهاى آن، به فضاهاى خيالى پرواز مىكند، كه جنبه عبرتآموزى آن كمتر از موارد عينى- ولى نزديك به آنها- است.
قرآن پس از نقل داستان يوسف مىفرمايد: «در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است.»[٤] يا پس از نقل حوادث غزوه بنى نضير مىفرمايد: «پس عبرت بگيريد اى صاحبان
[١] - من رضى عن نفسه ظهرت عليه المعايب، ما اضرّ المحاسن كالعجب.( غررالحكم، فصل ٦، ص ٣٠٨)
[٢] - تربيت ره به كجا مىسپرد، ص ٩٣. ميان واگرايى يعنى خروج از« خودمحورى»
[٣] - نهجالبلاغه، خ ١٦
[٤] - سوره يوسف، آيه ١١١