اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٩٥ - ٥ پرورش نيروى عقلانى
روش مىتواند از راه خودْتربيتى و ديگرْتربيتى صورت بندد. روانشناسان شناختى، خصوصاً پياژه بر اين روش بسيار تأكيد مىورزند. وى رسيدن به الگوهاى اخلاقى را «بناشدنى» و با روش فعّال و خود رهبرى فرد مىداند و نيز معتقد است تحول اخلاقى بدون تحول و رشد شناختى ممكن نيست:
... در اينجا مطابق يك نوع همگامى حيرتآورى كه ميان پرورش اخلاقى و پرورش عقلانى فرد وجود دارد، مسئله به اين صورت مطرح مىشود كه آيا آنچه تربيت از خارج به فرد مىدهد تا قريحه فردى يا اكتسابى او را غنى و تكميل سازد، مىتواند محدود و منحصر به انتقال ساده قواعد و معارف حاضر و آماده و جويده شده باشد؟ و در اين صورت آيا مقصود اين نيست كه پارهاى از تكاليف و يك نوع حس اطاعت (فقط) به فرد تحميل گردد ... يا آنكه حق بهرهمندى از تربيت اخلاقى همانند حق برخوردارى از پرورش عقلى، اين است كه انسان حق داشته باشد عقل و اخلاق را واقعاً در خود بسازد يا لااقل در تهيه و ساختمان آنها شريك و سهيم باشد، تا در نتيجه اين مشاركت تمام افرادى كه با يكديگر همكارى كردهاند مجبور به بناكردن آنها گردند. پس در زمينه تربيت اخلاقى، مسئله «خود رهبرى» به موازات خودسازى عقلى در ميان افرادى كه جوياى آن هستند مطرح مىشود.[١]
شيوههايى كه مىتوان براى تحقق اين روش بهكار گرفت، بدين قرارند:
الف. اعطاى بينش و اصلاحنگرش: رفتارهاى اخلاقى برآمده از دو دسته بينش است:
دسته نخست، باورهاى كلى انسان است نسبت به هستى، انسان، دنيا، نظام عالم، مبدأ و معاد كه از آنها به جهانبينى و فلسفه حيات ياد مىشود. بديهى است كه نگاه انسان به جهان اطراف خود، در رفتارهاى اخلاقى او مؤثر است. باورهايى مانند احاطه و حضور خداوند، انسجام توحيدى عالم يا نظام تقدير، توكل بر خداوند يا تفويض امور به او، تسليم و رضا و ...
همگى در رفتارهاى اخلاقى ما نمود دارند.
امروزه روانشناسانِ سلامت به اين نكته توجه دادهاند كه جهانبينى و حس انسجام نسبت به عالم، يك منبع عمومى مقاومت براى انسان فراهم مىكند كه در حفظ سلامت و متانت اخلاقى در مقابل حوادث فشارزاى عالم تأثيرگذار است.
حس انسجام يك منبع مقاومت است. حس انسجام يك نوع جهانبينى است كه عبارت
[١] - پياژه: تربيت ره به كجا مىسپرد، ص ٥٣