اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٨٦ - ٤ دعوت به ارزشهاى اخلاقى
- بتواند آن را حفظ كند و در مواقع لزوم به ياد آورد.
- جنبههاى مثبت و منفى (قوت و ضعف) يك موضوع گفته شود.
- تكرار پيام، تأثير ترغيب را بيشتر مىكند؛ به شرط آنكه كسلكننده نباشد.
- پيامهاى بسيار ترسانگيز يا تهديدآميز تأثير كمترى دارد؛ زيرا سطح اضطراب را آنقدر بالا مىبرد كه فرد درستى آن را انكار مىكند؛ مگر آنكه از طرق ديگر آن را باور كرده باشد.
پيامدهنده يا مبلّغ نيز بايد محبوب، پرشور، علاقهمند، مطمئن، وفادار، قابل اعتماد، پيشبينىپذير و صادق باشد.
پيام براى آنكه بتواند در مقابل فشارهاى بيرونى و مخالف تاب بياورد، بايد تثبيت شود؛ به اين صورت كه پيام گيرنده ترغيب شود:
- پيام جديد را بهطور كامل با باورهاى ديگرش درآميزد.
- دليل باورهاى خود را بررسى كند.
- در مقابل دليلهاى متعارض واكسينه شود.
- تغيير عقيده، بر اثر انتخابِ آزادِ خودش باشد، نه اجبار و تحميلِ ترغيبكننده.
اين روش را در كتب منطق، «خطابه» مىگويند[١] و اينگونه تعريف مىكنند: «خطابه شيوهاى علمى است كه به كمك آن متقاعد كردن مردم در آنچه توقع تصديق به آن داريم، در حد امكان حاصل مىشود». امورى كه تأثير خطابه را بيشتر مىكنند، برخى مربوط به گوينده مىشود و بدين قرارند:
- از جهت علمى يا موقعيت اجتماعى، خود را بشناساند. (البته فرد ديگر هم مىتواند اين كار را انجام دهد)
- بهگونهاى ظاهر شود كه موجب تكريم و احترام و تصديق سخنان او گردد؛ مانند آنكه از نظر لباس، حركات دست و بدن، اشارات چشم و نگاهها، حالت حزن و مسرّت و ... هماهنگ با موقعيت جلسه و موضوع سخن باشد.
- در «سخن گفتن» صوتش مناسب غرض باشد. (گاهى بالا بردن و گاهى پايين آوردن، گاهى ترجيع و گاهى تقطيع و ...) حسن صوت، حسن ارائه و تصرّف و تغيير در نحوه بيان نيز از امور مهم است.
- عواطف «مخاطبين» را جلب كند و بهگونهاى يك حالت انفعال نفسانى و آمادگى روانى
[١] - ر. ك: مظفر: المنطق، ص ٤١٥ به بعد.( با اين تفاوت كه در اينجا مفهوم عامتر و شامل صناعت شعر هم مىشود)