اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٨٤ - ٣ روش تكريم شخصيت
دلهايشان به نيكويى گرايد». عرض كرد: اى پيامبر خدا، آنان در كارها سستى مىكنند! فرمود: «از آنان در گذر».[١]
مبناى روانشناختى تغيير رفتار را با اغماض و چشمپوشى، مىتوان از طريق «خاموشى» رفتار- علاوه بر جنبه انگيزشى آن- نيز بيان كرد:
خاموشى به فرآيندى گفته مىشود كه در آن وقوع رفتار بدون تقويت مىماند و تكرار بدون تقويت يك رفتار، سرانجام منجر به توقف كامل آن رفتار مىشود ... مثلًا معلم از طريق بىتوجهى به رفتار نامطلوب، شلوغ كارى يكى از دانشآموزان را خاموش مىكند.[٢]
البته عفو و گذشت معنايى عميقتر از خاموشى دارد؛ هرچند معمولًا مستلزم خاموشى نيز هست.
د. مسئوليت دادن: هرگاه انسان خود را توانا بيابد و ببيند كه كارى از دست او برمىآيد، احساس سربلندى و عزّت مىكند. براى تكريم شخصيت متربى بايد احساس عزت در او پديد آورد، تا احساس سرافكندگى و ذلت محو شود. پس لازم است امكان بروز توانايىهاى متربى را فراهم كرد تا باور كند كه كارهايى از او برمىآيد. مسئوليتدادن و تقسيم كارها در ميان متربيان يا فرزندان، موجب تكريم شخصيت آنان مىگردد. موارد ديگر آن، امكان تنظيم مخارج و هزينهها، فرصتدادن براى تصميمگيرى و انتخاب در مسئله خاص، تفويض برخى مسئوليتها و ... است. تفويض مسئوليت اگر هوشمندانه و با نظارتى ظريف باشد، مىتواند موجب تحوّل اخلاقى گردد. به داستان زير كه پياژه،[٣] روانشناس نامى معاصر را به اعجاب آورده است، توجه كنيد:
در بين سالهاى ٣٥- ١٩٣٠ ما از مؤسسهاى ديدن كرديم كه ما را سخت تحتتأثير قرار داد: اين مؤسسه كه مخصوص كودكان مجرم بود و در شرق اروپا قرار داشت، توسط مدير مدبر و شايسته تمجيدى اداره مىشد. وى تهور آن را داشت كه به كودكان و نوجوانانى كه مسئوليت آنان را بهعهده گرفته بود، اعتماد كند؛ تا جايى كه انضباط مدرسه را به آنان واگذار نمايد و دقيقترين مسئوليتها را در كف مشكلدارترين عناصر بگذارد. دو جنبه اين تجربه نظر ما را بهطور خاصى به خود جلب كرد: يكى «بازپرورى» تازه واردها توسط گروه اجتماعى نوجوانان ديگر و ديگر سازمان دادگاه داخلى مؤسسه؛ دادگاهى كه طرز كار و وظايف آن كاملًا در دست شبانهروزىها بود. تجسم كنيد اين نحوه خودپيروى كه قواعد و دستورات مدرسه را گروه شاگردان تعيين كنند نه بزرگسالان، چه اثرى در تازه واردها دارد.
جايى كه كودكان و نوجوانانى كه مرتكب جرمى شده بودند و محكمه جزايى كودكان آنان را
[١] - مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ٨٧
[٢] - سيف: تغيير رفتار و رفتار درمانى، ص ٣٨٢
[٣] -
١.،