اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ١٢٩ - چهار موانع دوستى براى خداوند
زوال آن را از فرد مسلمان دارد، برخوردارى از آن به صلاح آن فرد نباشد و مثلًا موجب كشيده شدن او به فساد و تباهى گردد، چنين حالتى «غيرت» ناميده مىشود.[١] بنابراين «غبطه و منافسه» و همچنين «غيرت» حالات نفسانى ارزشمندى است و تنها «حسد» كه در مقابل نصيحت و خيرخواهى براى ديگران قرار مىگيرد، رذيلت اخلاقى بهشمار مىآيد.
البته تشخيص مرز ميان حسادت و خيرخواهى متوقف بر شناخت مصلحت واقعى افراد به طورقطع و يا اطمينان است و هرگاه تحصيل چنين شناختى ميسّر نباشد، انسان بايد تنها به تمنّاى مصلحت واقعى ديگران، بسنده كند و نسبت به آن نعمت، موضعى نداشته باشد. در روايات نشانههاى متعددى مانند غيبت، شماتت، اظهاردوستى و پنهانكردن دشمنى، ناسپاسى در مقابل احسان و ستايش كمتر از شايستگى، براى حسادت بيان شده است كه براى رعايت اختصار از بيان تفصيلى آنها صرفنظر مىشود.
واژه «حسد» در قرآن پنج بار به شكلهاى مختلف مطرح شده است كه همگى صريحاً يا تلويحاً دلالت بر مذمت حسد دارد. از جمله خداوند به پيامبر ٦ فرمان مىدهد كه از همه شرور و به ويژه از برخى مصاديق خاص آن از جمله حسادت حسودان به خداوند پناه بَرَد:
«بگو: پناه مىبرم به پروردگار سپيدهدم، از شرّ آنچه آفريده، ... و از شر [هر] حسود، آنگاه كه حَسَد ورزد.»[٢]
همچنين بارها كافران را بهدليل حسادت آنان نسبت به برخوردارى مسلمانان از نعمت پيامبراكرم ٦، وحى، و معارف دينى، سرزنش مىكند: «بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا كرده رشك مىورزند.»[٣]
بهگفته قرآن مجيد، كافران از شدت حسادت نسبت به مؤمنان، آرزو مىكردند كه بتوانند مؤمنان را بعد از ايمان دوباره به كفر بازگردانند: «بسيارى از اهل كتاب- پس از اينكه حق بر ايشان آشكار شد- از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مىكردند كه شما را، بعد از ايمانتان، كافر گردانند.»[٤]
پيامبراكرم ٦ خبر مىدهند كه خداى بزرگ به موسى ٧ فرمود:
[١] - ر. ك: نراقى، محمدمهدى: جامع السّعادات، ج ٢، ص ١٩٢؛ فيض كاشانى، المحجة البيضاء، ج ٥، ص ٣٣٠
[٢] - سوره فلق، آيات، ١، ٢ و ٥
[٣] - سوره نساء، آيه ٥٤. همچنين ر. ك: طباطبايى: الميزان، ج ٤، ص ٣٧٦
[٤] - سوره بقره، آيه ١٠٩