ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٦ - ٣ - قابليت حركت
تحقيق همه موجودات امكانى مجوف و ميان تهى هستند زيرا در ماده و ماهيت خود از هستى و وجود تهى و خالى هستند، زمينه امكان جز يك فرض تهى از حقيقت و هستى نيست و وجود و هستى غير مجوف و باصطلاح بىرخنه منحصر به همان واجب الوجود است كه هستى او از سرچشمه خودش مىجوشد و بنظر من اين تعبير از" صمد" به" مالا جوف له" بسيار شيوا و پر معنى و لايق به مقام ذات خدا است و اين كلمه نسبت به موارد استعمال خود يك نحو كنايهاى است. در اين حديث سائل دو مطلب را طرح كرده است كه امام پاسخ صريح به هيچ كدام نداده، يكى را به كلى مسكوت گذارده و پاسخ ديگرى را بطور كنايه داده است:
اولا هوا چگونه به خدا احاطه مىكند؟ خدا از عرش به آسمان اول پائين مىآيد؟
در برابر سؤال اول جوابى ذكر نشده است و شايد علتش اين باشد كه ورود در بحث مكان و هوا از نظر فلسفى و طبيعى در خور فهم سائل و يا مردم ديگرى كه به ناچار كم و بيش از اين گونه سؤال و جوابها مطلع مىشدند نبوده، زيرا اين دو موضوع از مسائل بغرنج فلسفه و فيزيك است كه در آن روز خود فلاسفه تازه كار اسلام هم در فهم حقيقت مكان و فرضيه آن گيج بودند و هوا از نظر تحليل و تجزيه فيزيكى و شيمى هنوز به كلى زير پرده بود و كسى از آن اطلاعى نداشت، در اين صورت هر گونه تحقيقى براى مردم قابل فهم نبود و جواب اجمالى هم بسا شبهه آنها را تقويت مىكرد.
و نسبت به جواب سؤال از خبر نزول حق از عرش به آسمان اول شايد مورد تقيه بوده است و خصوص اينكه در ضمن نامه اين سؤال شده و جواب نامه در معرض خطر افتادن به دست دشمن و كشف اسرار است و بعلاوه بسا نامهنگاريها خود به منظور جاسوسى انجام مىشود اين است كه امام به طور