ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٤ - انسان از نظر نيروهاى درونى
آمدن فرزند يا دوست را مىشنود يا پول بسيار به دستش مىآيد، چون اين احساس از راه گوش يا ديده وارد باطن شد، در پرتو عقل نيرومند گاهى به كلى خنثى مىشود و هيچ گونه اثر شادى و خرمى توليد نمىكند و گاهى اثر شادى كمى توليد مىكند و به تدريج نسبت به افراد به نسبت ضعف عقل افزوده مىشود تا جايى كه مايه تلف شدن شخص مىشود.
٢- زمامدارى اراده: اراده همان برگشت و رفلكس احساس است از سطح عواطف، وقتى شعاع انكشافى كه رابطه ميان حس و محسوس است به سطح عواطف برخورد به اعتبار تأثرى كه در باطن توليد مىشود يك برگشت و رفلكسى دارد كه همه اعضاء تحت تأثير آن قرار مىگيرند اين همان اراده است. ممكن است اراده را تشبيه به بخار يا الكتريسيته كنيم و تمام اعصاب و نسوج تن را سيمهاى رابط آن بشماريم، تأثرات و عواطف اين قوه را توليد مىكنند و در اعصاب و نسوج روان مىسازند و چرخهاى بدن به كار مىافتند، پرتو عقل به منزله دكمه اين قوه محركه است، در صورتى كه از احساس تأثرى در باطن پيدا شد، خواست، دوست داشت، بدش آمد، خشم كرد و مىخواهد پيش كشد يا واپس رود، نيروى عقل در اينجا فرمان ده است به حساب اينكه:
خوش دارى ولى پيش مكش درونش زهر است، زيانمند است.
بد دارى و خشمگينى ولى پس مرو، ثمر و بر شيرين دارد و آيندهاش خرم است.
عقل براى تعديل اراده منبعث از احساسات و عواطف، حزم و احتياط به خرج مىدهد و با انگشت اختيار، دكمه اراده را باز مىكند يا مىبندد و از اينجا اين اصل ثابت مىشود كه: اراده يك امر اختيارى است.
از اينجا معلوم مىشود كه ميان عقل و عاطفه هميشه مبارزه است و رابطهاى كه انسان از راه حسهاى ظاهر به محيط خارج دارد در اين مبارزه نقش مهمى بازى مىكند، گاهى واردات از محيط خارج، عواطف را تقويت مىكنند به طورى كه نيروى عقل در برابر آنها به كلى مغلوب و خنثى مى