ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٣ - انسان از نظر نيروهاى درونى
ذائقه تنها مزه شيرين عسل را كشف مىكند و نيروى عاطفه رغبت به آن را توليد مىنمايد ولى نور عقل زيانى كه از آن متوجه مىشود يا سودى كه دارد كشف مىنمايد، عاطفه ثروتجوئى رغبت جمع مال مىآورد ولى نور عقل زيانى كه از آن به ديگران مىرسد يا به خود شخص عايد مىگردد كشف مىكند، با دست نرمى تن مار به نظر خوش است ولى با عقل زيان زهر كشنده و خطرناكتر درك مىشود.
اعضاء تن فرمانبر عواطف و احساساتند و به توسط اراده كه در خدمت همه آنها است به كار وادار مىشوند و حواس ظاهره هم در اين ميان وظيفه خبرگزارى دارند، به واسطه گوش و چشم و بينى و ذائقه و لامسه زيبائى و دلنشينى يا زشت و دلخراش بودن اشياء خارجى به نهاد انسان خبرگزارى مى شود و توليد وجدان عاطفى مىكند، چون خواستن، پسنديدن، شادى، بدآمدن، ترس، آزردگى، بنا بر اين از راه احساسات ظاهرى، ميدان احساسات باطن و عواطف دامنهدار مىشود و همين ميدان است كه زمينه تابش نور عقل است، عقل مركز نورى است كه پرتوهاى خود را در سطح احساسات و عواطف پراكنده مىكند و آنها را زير بررسى و استنتاج قرار مى دهد و از نظر كشف و ارتباط با محيط خارج بسط و توسعه مىدهد و در عين حال تأثير آنها را تعديل مىكند.
بنا بر اين نيروى عقل نسبت به احساسات و عواطف سه اثر دارد:
١- تعديل تأثير از احساسات و اندازهگيرى آن: مثلا دشنام يا حركت توهين آميزى را حس ظاهر گوش يا ديده وارد باطن مىكند، اين احساس توليد آزردگى، خشم مىنمايد، ميزان اين آزردگى و خشم از نظر قوت و ضعف عقل بسيار متفاوت مىشود، در صورتى كه پرتو عقل قوى باشد بسا به كلى اثر حس را خنثى و بىاثر مىسازد، خصوص اگر از بچه يا سفيهى صادر شده باشد و گاهى بسيار آن را تخفيف مىدهد، براى همين امور در اشخاص تأثير بسيار متفاوت دارد نظر به تأثرات متفاوتى كه در سطح عواطف پيدا مىشود و همين طور است در مورد احساس ملائم مانند اين كه مژده از سفر