ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٦ - انسان از نظر نيروهاى درونى
كند و حقائق عمومى مىفهمد و اسباب و علل محسوسات را با نيروى فكر و انديشه كشف مىكند.
اكنون ما براى اينكه در نتايج اين بحث بهتر روشن شويم نيروهاى عقل را طبقهبندى كرده و آنها را به شش دسته عمده تقسيم مىكنيم:
١- نيروى بسط و دامنه دادن پرتوهاى احساس و عواطف: سابقا گفتيم احساسات روابط ميان انسان و محيط خارج از او است، انسان مانند ساختمان دوروئى است، از يك سو دريچههائى به عالم محسوس دارد و از سوى ديگر روزنههائى به جهان نامرئى و به اين وسيله روابطى با جهان عيان و جهان نهان برقرار مىكند عواطف كه آثار احساسند طبعا تاريك و صامتند ولى پرتو ضعيف و نارسائى هم در آنها هست زيرا عواطف هم تعلق به خارج از وجود انسان دارند و همين تعلق هم يك ربط و انكشافى است در درجه دوم احساسات، يكى از نيروهاى عقل بسط أشعه احساسات است، حس ديده يك جزئى مشخصى را به مغز منتقل مىكند و فرد معينى را كشف مىكند، عقل فورا آن را دامنه مىدهد و در طول زمان گذشته و آينده و همه جاى عالم پراكنده مىنمايد و يك صورت كلى و مجرد از آن مىگيرد و اين منظور گفته فلاسفه است كه عقل شخص را تجريد مىكند و از آن كلى درك مىنمايد- معنى كلى شعاع منبسط عقل است.
٢- نيروى تشخيص زشت و زيبا: خوب و بد كه متكلمين از آن به حسن و قبح عقلى تعبير كنند، وقتى عقل با نيروى بسط فوق الذكر پرتو احساسات و عواطف را توسعه داد، از نظر اثرى كه از وجود منبسط آنها كشف مىكند بعضى را به جا و به موقع و مفيد تشخيص مىدهد و مىپسندد و پارهاى را بيجا و غير قابل تحسين و غير موافق با هستى مطلق تشخيص مىدهد و زشت و بد مىشمارد و اين اساس همان قاعده تحسين و تقبيح عقلى است كه يكى از مباحث عمده علم كلام و اصول است.
٣- نيروى كشف زيان و سود: چون عقل با نيروى توسعه و دامنه دادن يك محسوس كوچك نسبت به هر جا و هر وقت اثر آن را درك مىكند، مى