ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٢
اين حديث شريف با شرحى كه ما در باب جبر و قدر و هم با توضيحى كه در باره استطاعت داديم كاملا موافق است. در روايت اول متعرض وسيله اتمام حجت خدا است بر خلق، مىفرمايد: اتمام حجت به دو چيز است:
١- بدان چه خدا به مردم بدهد از وسائل و ابزار فهميدن و عمل كردن و امكانات لازمه براى اطاعت.
٢- وسيله شناسائى و معرفت از اقامه نشانههائى كه عقل از آنها استفاده كند و از ارسال رسل و انزال كتب و اقامه معجزات. و در روايت دوم سؤال از اين است كه اصل علم و معرفت چگونه در دل انسان بوجود مىآيد، مىفرمايد: يك الهام الهى است و مطالعه و تحصيل مقدمات شخص را آماده دريافت آن مىنمايد و ظاهرا مقصود سؤال معرفت خدا و درك معارف حقه است كه با عالم غيب و معنويات مربوط است و علوم مادى و صنايع منظور نيست زيرا اين علوم وسائل طبيعى دارد و بر اثر اين وسائل بدست مىآيند و لطف و صفاى قريحه و طهارت باطن كه عبارت از تزكيه باشد شرط آنها نيست. بعضى هدايت را در آيه اول به معنى رساندن به مطلوب و حق دانستهاند و اين مطابق ترجمه اول است و بعضى به معنى مجرد راهنمائى و اين مطابق ترجمه دوم است و مقصود آيه در اين صورت اين است كه حكم به ضلالت و يا خذلان ضلالت بار مردمى بعد از اتمام حجت و بيان كافى و ارائه طريق به آنها است، در اين صورت است كه اگر تخلف ورزيدند، ضلالت آنها در دفتر الهى ثبت مىشود و گمراه محسوب مىشوند. مجلسى (ره) گويد: نجد راه روشن و مرتفع است و اين خود دلالت دارد بر اينكه هدايت به نمودن راه بدى هم اطلاق مىشود به اعتبار رهنمائى به ترك و كنارهگيرى از آن، ميرداماد گفته است: مقصود از رهنمائى بدو مرتفع حكمت نظرى و عملى است يا دو مرتفع معاش و معاد يا دنيا و آخرت يا بهشت و دوزخ يا ثواب و عقاب يا فناء مطلق در جمال حق.