ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٠
بحث در اين حديث و مورد سؤال كشف حقيقت نحوه صدور فعل از بنده است از نظر اينكه معتزله كه قائل به تفويض شدند، موضوع استناد فعل را به خدا بر اساس استطاعت تصور كردهاند و در برابر اين اعتراض كه اگر بنده در كار خود مستقل باشد و از خود، و خود بخود كارى را انجام دهد لازم آيد كه با خدا شريك باشد و به عبارت ديگر اصل شبهه اشاعره اين است كه فرض فاعليت بنده در برابر خدا با توحيد افعالى مخالف است و با اين كليه معروفه كه:
لا مؤثر في الوجود الّا اللَّه: هيچ كس در وجود جز خدا تأثير ندارد مخالفت دارد و همين شبهه بوده است كه اشاعره را خواهى نخواهى به وادى خطرناك عقيده به جبر كشانيده و چون از عهده حل اين شبهه بر نيامدند به اصل جبر در افعال عباد گرائيدهاند و همه مفاسدى كه بر اين عقيده بار است بر نقض توحيد افعالى برگزيدهاند و همين شبهه آنها را ناچار كرده است كه در نتيجه احكام عقلى را به كلى ملغى كرده و منكر حسن و قبح عقلى شدند و در حقيقت در وادى اين شبهه چنان گيج شدند كه عقل خود را باختند، اكنون اين شبهه به اين صورت طرح مىشود:
اگر بنده خلاق كار خود باشد و خدا كار او را خلق نكند پس بنده با خدا در ايجاد خلقت به نسبت همين اعمال مورد تكليف شريك است و خدا كه در ذات و در صفات و در معبوديت يگانه است در فاعليت يگانه نيست، و عجب اين است كه اشاعره براى فرار از نقض توحيد افعالى به جبر ملتزم شدند ولى در موضوع مبادى صفات ثبوتيه به صفت زائد بر ذات معتقد شدند و گرفتار نقض توحيد صفاتى گرديدند.
معتزله براى فرار از اين شبهه، موضوع استطاعت را پيش كشيدند و گفتند: گر چه فاعل فعل بنده است ولى استطاعت فعل را خدا به او داده و همين اسناد فعل بنده به خدا از نظر اينكه خدا استطاعت به او عطا كرده در رفع شبهه نقض توحيد افعالى كافى است و فعل بنده از نظر استطاعت به خدا منسوب است گرچه خود بنده او را ايجاد كرده است و به اين مناسبت