ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٤٩
شرط وجوب حج است به سه چيز تفسير كردهاند:
١- تخليه سرب: آزادى كاروان، كنايه از اينكه راه مكه بسته نباشد و دزدان سر راه را نبندند، سرب به معنى يك دسته رونده و پرنده است، چنانچه شاعر عرب گفته:
|
أسرب القطا هل من يعير جناحه |
لعلّي الى من قد هويت أطير |
|
اى گله مرغان قطا، كسى هست كه پرهاى خود را به من عاريت دهد تا بلكه به سوى معشوق خود پرواز كنم، و به معنى گله گوسفند و شتر هم بسيار استعمال شده و چون معمولا قاصدين مكه كاروان تشكيل مىدادند از آن كاروان تعبير به سرب شده و شرط بىمانع بودن راه به اين عبارت در آمده كه" تخليه سرب".
٢- وجود زاد و راحله: يعنى هزينه مسافرت و مركب، وسيله طى مسافت براى رفتن و برگشتن.
٣- احراز كفايت امرار معاش و ادامه زندگى پس از انجام عمل حج.
ولى پس از اينكه مسائل علم كلام در محيط اسلام مطرح شد و مهمترين آنها مسأله جبر و قدر بود كه هم زودتر مورد توجه دانشمندان اسلامى قرار گرفت و هم بسط و دنباله فراوانى پيدا كرد، اين كلمه (استطاعت) بعنوان رمز مذهب معتزله و لنگر عقيده آنها شهرت بسزائى يافت و براى تشريح و تفسير آن از همان تعبيرات فقهى استطاعت در باره حج استفاده شد و موضوع استطاعت در حج از استطاعت مورد بحث جدا است: در حج استطاعت به معنى امكان طى طريق براى انجام حج بكار رفته ولى در علم كلام استطاعت به معنى عامى كه عبارت از رابطه فعل عباد با خدا است بكار رفته كه ما شرح آن را در روايت (٢) كاملا بيان مىكنيم.
مجلسى (ره) گويد: استطاعت به سه معنى اطلاق شده: اول قدرت زائد بر ذات قادر، دوم ابزار و وسيلهاى كه بواسطه آن قدرت بر چيزى تحصيل مى شود، چون زاد و راحله و باز بودن راه و تندرستى در حج، سوم عقيده تفويض در برابر مذهب جبر و مقصود از آن در اينجا همين معنى سوم است.