ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٤ - ٣ - قابليت حركت
مرحوم مجلسى (ره) گويد: و الابتداء أزله- ازليت او پيش از ابتداء است، يعنى داراى يك ازليتى است كه با ابتداء جمع نشود و با آن منافات دارد، هر گونه ابتدائى براى او تصور شود مؤخر باشد، چون ازليت او پيش از آن است يا مقصود اين است كه ازليت او سابقه عليت دارد به هر ابتدائى.
بتشعيره المشاعر- يعنى به ايجاد مشاعر و افاضه وجود آنها و به وجود امكانى آنها دانسته شود كه اينها مخلوقند و براى او موجب كمال نباشند و مناط علم ذاتى او نتوانند بود و از اين رو خدا را مشاعرى نيست يا اينكه بوسيله افاضه مشاعر به ما درك كرديم كه نياز بدانها داريم و قضاوت كرديم كه خدا از آنها منزه است چون احتياج او به چيزى در كمال خود محال است و يا اينكه عقل ما حكم مىكند كه خالق و مخلوق در صفات از هم جدا هستند.
ابن ميثم در شرح نهج، موضوع را چنين تقرير كرده است:
اگر خدا مشاعر داشته باشد يا از غير دارد و آن محال است و يا از خود دارد و آن هم نيز محال است براى اينكه اگر اين مشاعر مكمل الوهيت او باشند و براى تكميل خود به وجود آورده مستلزم نقص او است و اين محال است و اگر براى او كمال نباشند، زيادى آن نقص باشد و باز محال گردد.
بعضى از افاضل به او اعتراض كردهاند از چند راه:
١- نقض به علم و قدرت و صفات كمال ديگر.
٢- به حل دليل او: گفته است ما شق سومى اظهار مىداريم و مى گوئيم: مشاعر او عين ذات او است.
٣- اگر اين دليل درست باشد دليل جدائى است و مضمون كلام على (ع) نيست.
در وافى گويد: بتشعيره المشاعر عرف انه لا مشعر له.