ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٠ - ٣ - قابليت حركت
عرش: در زبان شرع همان احاطه علمى و ايجادى خدا است به موجودات و رمز پيدايش و پايش همه ممكنات است كه وابسته به نيروى حق است و در قبضه او است و به اين اعتبار مىفرمايد: خدا حامل آسمانها و زمين و هر چه در آنها است مىباشد، حاملان عرش مراكز ثابت فيض دانش خدايند.
«وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ»: جملهاى است كه به طور كنايه استعمال شده است براى بيان ظهور عظمت خدا در روز قيامت چون تخت را چهار تن بر دوش كشند و اين مظهر بزرگوارى است و اگر هشتتن بر دوش كشند نهايت اظهار عظمت است براى اظهار عظمت گارى هشت اسب بكار مىبرند در كنايه وجود و تحقق معانى تحت لفظ شرط نيست و مقصود از اين جمله همين است كه: روز قيامت عظمت خدا دو چندان بر خلق عيان شود. اگر كرسيه منصوب قرائت شود و مفعول وسع باشد و السموات فاعل باشد معنى مىدهد كه سماوات و ارض كرسى را در خود گيرند، و اگر كرسى مرفوع باشد معنى دوم را مىدهد، مجلسى در (مرآة) گويد: احتمال مىرود سؤال زراره از قرائت اهل بيت باشد و گويا هر دو قرائت شده است و كلمه و العرش در ذيل حديث بايد عطف به (الكرسى) باشد و باز هم عبارت سنگين و مبهم است و به همين مناسبت مجلسى در حاشيه اينجا گفته است كه: در توحيد صدوق عبارت چنين است:
«يا فضيل السموات و الأرض و كل شىء في الكرسى» و قسمت اخير هم در آن موجود نيست. كرسى در لغت: تخت، آنچه بر آن نشينند، جمع:
كراسى و كراس، كرسى الاسقف: مركز اقامت او، كرسى الملك: عرش او، كرسى نيز به معنى علم و دانش است، گويند: از اهل كرسى است يعنى از اهل علم، گويند: براى اين ديوار كرسى نهيد يعنى چيزى كه او را محكم