ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٩ - ٣ - قابليت حركت
ضمير كه هم مختصر و هم دلالتش به مقصود واحد روشنتر است به اعاده لفظ مىفهماند كه مقصود، مرد ديگر است و الّا بايد به جاى" و أكرمت رجلا" بگويد و أكرمته.
مضمون آيه اين است كه او است كسى كه در آسمان اله است و در زمين اله است و چون اله به لفظ نكره تكرار شده دليل است كه مؤثر در آسمان غير از مؤثر در زمين است و آن طبيعت آنها است و اين معنى بر آن تقدير است كه" فِي الْأَرْضِ إِلهٌ" جمله مستقلى باشد و عطف به جمله" هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ" باشد و چنين معنى دهد كه او است كه در آسمان اله است و در زمين هم الهى موجود است و اگر" في الأرض" متعلق به اله باشد و جمله تمامى نباشد و هر دو جزء صله الذى محسوب شود، اين معناى مقصود ابو شاكر را نمىدهد.
امام در جواب او مىفرمايد: اين آيه در مقام بسط معبوديت خدا است و في الارض هم جزء صله الذى است و معنايش اين است كه همان خداى واحد است كه در آسمان پرستيده شود و در زمين هم پرستيده شود. عرش در لغت و عرف به معنى سازمان بلند است. عرش عرشا: ساختمانى از چوب برپا كرد. عريش به معناى سايبان است.
عرش الكرم: درخت مو را بر روى چوب برافراشت، عرش به معنى تخت آمده است و به همين معنى در قرآن مجيد به كار رفته در داستان بلقيس فرمايد: «أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها» كدام شما تخت او را مىآورد، «أَ هكَذا عَرْشُكِ» آيا تخت تو همچنين است؟ عرش: ركن و قوام چيزى را گويند، سقف خانه و رئيس قوم را هم عرش گويند.
عرش: در زبان فلسفه قديم، عرش بر چرخ دهم كه همه عالم جسمانى را در درون خود دارد به كار رفته است كه آن را فلك الافلاك و فلك اطلس و محدد جهات خوانند.