ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٩ - ٣ - سنة قائمة
مىشود و اعمال مذهبى به محيط يك امور عادى مبتذل كشيده مىشود.
و كلمه تأويل مبطلان به معنى تفسير مخالف مقصود نيست بلكه به معنى كشش عقائد و اعمال دين است به مراحل پست و ناستوده و مخالف نظر مذهب. مثلًا در مذهب شيعه اظهار دوستى با ائمه و همدردى با آنان در مصيبت و شادى و نوحهخوانى در مصيبت آنها وارد است ولى اين اصل به دست جاهلان مذهب تا آنجا كشيده كه انواع موسيقى و نغمههاى خوانندگى و آداب و رسوم محافل معمولى را به اين عنوان مرسوم ساخته و نام آن را عزادارى براى امام گذاشتهاند و بلكه نمايشها و تئاترهاى روميان را هم كم كم وارد دستگاه مذهبى كرده و در ايام عاشورا و غيره دستهها به راه مىاندازند و طبل و سنج مى نوازند و اقسام شبيه و ماسك پوشىهاى مختلف تنظيم مىكنند به حساب عمل بر طبق يك اصل ساده و مستحب مذهب.
از نظر توصيف ائمه، مبالغهها و افراطهائى پيش مىگيرند كه عصاى موسى را چوب كفش پاى امير المؤمنين بشمار مىآورند و كم كم كار به خرافات شيخيه و سيد كاظم رشتى مىرسد و از طرفى به ياوهبافىهاى بيهوده صوفيه و عرفا، و فرياد مىزنند:
|
تا بوده على بوده و تا بود على بود |
هم آدم و هم شيث و هم ادريس على بود |
|
تا آخر.
اين دسته از مخالفان مذهب را بوسيله نيروى مركزى نمىتوان از ميان برد براى اينكه بسا باشد نيروى حكومت اسلامى به دست نااهلان باشد كه متوجه دفاع از اين امور نيستند يا بر اساس سياست خودخواهى و گاهى اعتقاد غلط خود مروّج اين مسلكهاى فاسد شوند چنانچه مدتى قدرت به دست اسماعيليه افتاد و بدعت تجسم حق و پرستش امام را برنامه مذهب خود نمودند.