ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٢ - انسان از نظر نيروهاى درونى
يا مثلا رابطه انسان با نور بايد حدّ معينى داشته باشد، نور بسيار ديده را خيره مىكند و بسا كور مىنمايد، تاريكى هم اگر ادامه يابد ضرر مى رساند، و وجدان و عاطفه بيم و اميد است كه انسان را رهبرى مىكند تا رابطه خود را با محيط خارج تعديل كند و از افراط و تفريط آن جلوگيرى كند، خيرگى و دلتنگى هر دو از عواطف بشرى هستند كه انسان به وسيله آنها رهبرى مىشود تا رابطه خود را با نور در حدّ معينى نگاهدارد، همين طور كه رابطه انسان با محيط خارج از خود كه معنى احساس و محصول حواس ظاهره او است به حد افراط و تفريط موجب زيان است و به واسطه نيروى عواطف و وجدان بشرى تعديل مىشوند، خود عواطف انسان هم افراط و تفريط دارند و اين افراط و تفريط در عواطف از دو جهت زيان دارد:
١- از نظر خود عاطفه كه گاهى افراط آن موجب هلاكت و مانند زهر كشنده است و گاهى موجب بيمارى تن مىشود.
٢- از نظر تأثير در كار و تحريك اراده، براى آنكه ممكن است انسان بر اثر تأثير افراطى عواطف خود به زيان خود و آزار ديگران اقدام كند، انسان از نظر عواطف مانند يك حيوان درنده و شريرى است كه گاهى مى خواهد و به محض خواستن صدها جاندار ضعيف را مىدرد و گاهى مىخواهد و به محض خواستن از ارتفاع صدها گز مىپرد و يا خود را پرت مىكند، انتحار يكى از عواقب سوء عواطف افراطى بشر است.
مبدأ تمام عواطف روح حيوانى است كه خاصيت عمومى آن رضا و غضب است و سرچشمه آن كبد است اگر چه تاكنون بسيارى از دستگاههاى كبد از نظر توليد مواد جسم بررسى شده ولى از نظر تأثير در عواطف نتايج مهمى به دست نيامده.
٤- نيروى خرد و عقل انسانى: فهم خوب و بد، زشت و زيبا، نفع و ضرر، دور انديشى و استنتاج، توجه به حساب عواطف و احساسات، اختيار و اخذ تصميم همه آثار خرد و عقل انسانى است، در حقيقت عقل يك تابش و تشعشعى است كه دامنه آن از ادراك احساس بسيار وسيعتر است، حس