ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٩ - باب جبر و قدر و امر بين الامرين
است.
٣- حسن بن على وشاء گويد: از امام رضا (ع) پرسيدم:
خدا كار را به بندهها واگذارده؟ فرمود: خدا عزيزتر از اين است، گفتم: آنها را به معصيت مجبور كرده، فرمود: خدا عادلتر و حكيمتر از اين است. گويد: سپس فرمود: خدا فرمايد: اى پسر آدم، من به حسنات تو از خودت علاقمندترم و تو به گناهانت از من علاقمندتر و شايستهترى، تو گناه را هم به نيروئى كردى كه من به تو دادم.
٤- يونس بن عبد الرحمن گويد: امام رضا (ع) به من فرمود:
اى يونس، هم عقيده قدريه (تفويضى مذهب) مباش زيرا آنها نه هم قول اهل بهشتند و نه هم قول اهل دوزخاند و نه هم قول شيطان.
بهشتيان در بهشت گويند: حمد از آن خدائى است كه ما را به اين نعمت بهشت رهنمائى كرد و ما رهياب نبوديم اگر خدا ما را رهنمائى نمىكرد، اهل دوزخ در دوزخ گويند: پروردگارا شقاوت بر ما چيره شد و ما مردم گمراهى بوديم (در دنيا) ابليس هم گويد:
پروردگارا به سبب اينكه تو وسيله گمراهى مرا فراهم ساختى، من گفتم: به قول آنها معتقد نيستم، من مىگويم چيزى نباشد جز به اينكه خدا خواهد و اراده كند و مقدر سازد و اجراء كند، فرمود: اى يونس، چنين نيست، چيزى نباشد جز آنچه خدا خواهد و اراده كند و مقدر سازد و اجراء كند.
اى يونس، مىدانى مشيت چيست؟ گفتم: نه، فرمود:
نخستين يادآورى. مىدانى اراده چيست؟ گفتم: نه، فرمود: آن عزم و آهنگ بر چيزى است كه مىخواهد. مىدانى قدر چيست؟