ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠١ - باب نهى از جسم و صورت در باره خدا
درك نكنند و او ديدهها را درك كند، نيست شايسته پرستش جز او و فراز است و بزرگوار، و او است لطيف و خبير.
باب نهى از جسم و صورت در باره خدا
١- على بن أبى حمزه گويد: به امام صادق (ع) گفتم: من از هشام بن حكم شنيدم كه از شما روايت كرده است، خدا جسمى است، تو پر و نورانى، و شناختن او بديهى و ذوقى است و خدا به هر كدام بندگانش كه بخواهد بدان منت مىنهد، فرمود: منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است جز ذات او، نيست به مانندش چيزى و او است شنوا و آگاه، نه حدى دارد و نه محسوس گردد و نه بسيده شود و نه (ديدهها و نه) حواس او را دريابند، نه در چيزى گنجد و نه جسم است و نه صورت، نه در معرض نقشه بندى است و نه محدوديت.
٢- حمزه بن محمد گويد: به ابو الحسن (ع) نوشتم و از جسم و صورت خدا پرسيدم، جواب نوشت: منزه باد كسى كه نيست به مانندش چيزى، نه جسم است و نه صورت.
محمد بن ابى عبد الله هم آن را روايت كرده ولى نام آن مرد را نبرده.
٣- محمد بن زيد گويد: خدمت امام رضا (ع) رسيدم تا از