ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٩ - باب نهى از وصف خدا بغير آنچه خودش خود را بدان وصف كرده است
خود جسم نيست، هر صورت و نقشهاى به قلم قدرت بكشد و خودش صورت نيست، ستايش او والا است و نامهايش مقدستر از آن است كه براى او مانندى باشد، او است و جز او نيست، نيست به مانندش چيزى و او است شنوا و بينا.
١١- فضيل بن يسار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مى فرمود:
به راستى خدا وصف نشود، با اينكه در كتاب خود فرموده (٩١ سوره ٦): «خدا را به اندازه شأن او بر آورد نكردند» و نتوانند كرد، به هيچ اندازه خدا وصف نشود جز آنكه از آن بزرگتر است.
١٢- امام صادق (ع) فرمود: خدا بزرگ است و والا، بندهها نتوانند او را بستايند، و به عمق بزرگواريش نرسند، ديدهها او را درك نكنند و او ديدهها را درك كند و او است لطيف و خبير، به چه طور است، و در كجا، و در چه سو است، موصوف نباشد، چگونه به چگونه است وصفش كنم؟ با اينكه او چگونگى را پديد آورده است تا تحقق يافته، چگونگى از آنجا شناخته شده است كه ما را با چگونگى آفريده است و گر نه تحققى نداشته، يا چگونه او را به" كجا است" وصف كنم با اينكه او است كه كجا را بوجود آورده تا وصف كجائى به خود گرفته و ما جايگزينى را از آنجا فهم كرديم كه او ما را جايگزين ساخت، يا چگونه او را به در چه سو است وصف كنم با اينكه او است آن كه به در چه سوى است تحقق بخشيد تا چه سوئى نمودار گرديد، و ما به سوى آفرينى او براى ما، سوى را فهميديم. نتيجه اينكه خداى تبارك و تعالى به هر مكان اندر است و از هر چيز بيرون است، ديدههايش