ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٧ - باب نهى از وصف خدا بغير آنچه خودش خود را بدان وصف كرده است
فرمود: از آنچه در قرآن است در مگذر.
٨- محمد بن على قاسانى گويد: نوشتم به آن حضرت كه كسانى كه در اطراف ما هستند در باره توحيد اختلاف دارند؟
گويد: در جواب نوشت: منزه باد كسى كه نه حدى دارد و نه وصف شود و نيست به مانند او چيزى و او است شنوا و بينا (٩ سوره ٤٢).
٩- بشر بن بشار نيشابورى گويد: نوشتم به آن مرد (امام على نقى ع) كه كسانى كه اطراف ما هستند در توحيد اختلاف دارند، پارهاى گويند كه او جسم است و برخى از آنها گويند كه او صورت است، در جواب من نوشت: منزه باد كسى كه نه حدى دارد و نه وصف شود و چيزى به او نماند، و نيست به مانندش چيزى و او است شنوا و بينا.
١٠- سهل گويد: سال ٢٥٥ نوشتم به ابى محمد (امام عسكرى ع) كه: اى آقايم، هم مذهبان ما در توحيد اختلاف نظر دارند، بعضى از آنها مىگويند خدا جسم است و بعضى ديگر مى گويند خدا صورت است، اى آقاى من اگر صلاح بدانيد كه به من بياموزيد آنچه را كه بر آن استوار بمانم و از آن در نگذرم براى اظهار لطف به چاكر خودتان عمل كنيد، به خط خود نگارش كرد:
از موضوع توحيد پرسيدى و اين بحثى است كه شما از آن بركناريد، خدا يگانه است، يكتا است، فرزند نياورده و فرزند نبوده و احدى همتاى او نيست، آفريننده است و آفريده شده نيست، او است تبارك و تعالى كه هر چه خواهد از اجسام و جز آن بيافريند و