آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٨٤
حق اشتغال و آزادى آن
آزادى شغل لازمه حكومت انسان بر سرنوشت اجتماعى خويش است، زيرا چگونگى ارتباط با ديگران نقش بسزايى در همبستگى اجتماعى دارد.[١] در اصل ٢٨ آمده است:
هركس حق دارد شغلى را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومى و حقوق ديگران نيست، برگزيند. دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون، براى همه افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوى را براى احراز مشاغل ايجاد نمايد.
افزون بر اين، در بند چهارم اصل ٤٣ نيز بر «رعايت آزادى انتخاب شغل و عدماجبار افراد به كارى معين و جلوگيرى از بهرهكشى از كار ديگرى» تأكيد شده است.[٢] اصل ٢٢ نيز به مصونيت شغلى اشاره دارد.
بند دوم اصل ٤٣ حتى از اين حد پا را فراتر نهاده و دولت را موظف مىكند تا با تأمين شرايط براى رسيدن به اشتغال كامل، وسايل كار را در اختيار كسانى قرار دهد كه قادر به كارند، ولى وسايل كار ندارند.[٣]
حق آموزش و پرورش
هدف اصلى انبيا تعليم و تربيت انسانها بوده است. از اينرو، دولت اسلامى بايد زمينههاى تحقق اين اصل و گسترش و اشاعه دانش و آگاهى را در سرتاسر جامعه فراهم آورد.[٤] در اين راستا، بند دوم از اصل سه يكى از وظايف دولت جمهورى اسلامى را ارتقاى سطح آگاهىهاى عمومى در همه زمينهها (با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاى گروهى) اعلام مىكند و در بند سوم همين اصل نيز به «آموزش و پرورش و تربيت بدنى رايگان براى همه در تمام
[١]. ناصر كاتوزيان، مبانى حقوق عمومى، ص ٤٣٧.
[٢]. اين حق نيز در اسناد مختلفى باز آمده است. براى نمونه بنگريد به: اعلاميه جهانى حقوق بشر، ماده( ١) ٢٣؛ اعلاميه آمريكايى حقوق بشر، مواد ١٤ و ٣٧؛ ميثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، ماده( ١) و( ٢) ٦؛ منشور اجتماعى اروپا، مواد( ١) ١ و ٢؛ منشور آفريقايى حقوق بشر و ملل، مواد ١٥ و ٢٩.
[٣]. قاسم شعبانى، حقوق اساسى و ساختار حكومت جمهورى اسلامى ايران، ص ١٠٤ و ١٠٥.
[٤]. عباسعلى عميدزنجانى، حقوق اساسى ايران، ص ٤١٩ و ٤٢٠.