آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ١٠٧
روايى و قرآنى ولايت فقيه مىپردازيم. در آغاز دستكم به يك آيه و سپس به رواياتى اشاره مىكنيم كه در مقام اثبات ولايت فقيهاند.
معروفترين آيهاى كه از آن مىتوان اصل ولايت فقيه را دريافت، اين آيه است:
أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلي الأَمْرِ مِنكُمْ.[١]
در اينجا قرآن اطاعت از ولى امر را هم رديف اطاعت از خدا و رسولش قلمداد نموده است. مصداق اولىالأمر پس از رحلت پيامبر، ائمه طاهرين (عليهم السلام) و در دوران غيبت نيز براساس روايات معتبر، فقهايند. از آنجا كه مقدمه واجب، واجب است، بايد تمام شرايطى را كه مقتضى اعمال ولايت از جانب فقيه و اطاعت از جانب مردم است، فراهم باشد. ممكن است برخى دليل آورند كه اطاعت، از مسائل حكومتى نيست و درواقع عنصرى سياسى بهشمار نمىرود، بلكه در زمره عبادات و احكام شخصى غيرسياسى و به اصطلاح از احكام اوليه چون نماز و روزه و حج است. پاسخهايى كه به اين ديدگاه داده شده، بيانگر آن است كه اين آيه بر احكام اوليه صرف دلالت نداشته و ناظر بر اطاعت از اولىالأمر در امر سياسى و به اصطلاح پذيرش حكومت اولىالأمر است. در اين ميان به نظر مىرسد امامخمينى (قدس سره) جامعترين پاسخ را به اشكال فوق داده است:
حكومت شعبهاى از ولايت مطلقه رسولالله است و يكى از احكام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه حتى نماز و روزه و حج است.[٢]
بنابراين با توجه به نظر فقهى حضرت امام، اين امر شامل احكام حكومتى نيز مىگردد.
گذشته از اين، در تفسير آيه ياد شده فوق نكتةةة ديگرى مؤيد مدعاى ماست: در قرآنكريم، احاديث و سنت، اصولًا نبوت و امامت[٣] بر مسئوليت سياسى و حكومتى دلالت نمىكنند. زيرا
[١]. نساء( ٤): ٥٩.
[٢]. روحالله موسوىخمينى، صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٧١.
[٣]. براى آگاهى از وجوه ارتباط و اختلاف دو مفهوم امامت و نبوت بنگريد به: محمدرضا مرندى، مبانى مشروعيت نظام سياسى در اسلام، ص ٤١ و ٤٢.