آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣١٨
است، بلكه حمايت از عقيده و آيين مشترك است.[١] از همينرو فارغ از هرگونه مرزبندىهاى جغرافيايى، ميان همه مسلمانان جهان همدلى و همنوايى وجود دارد. پيامبر اكرم (ص) دراينباره مىفرمايد:
من اصبح و لم يهتم يا بامور المسلمين فليس بمسلم؛
هر آن كس كه صبح برخيزد و در انديشه كارهاى مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.
كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته؛
همگان مسئول يكديگرند.[٢]
چكيده كلام اينكه، اگر صلح و امنيت بينالمللى، اصلى ضرورى در زندگى مشترك ملتها بهشمار مىرود، بايد عوامل زمينهساز صلح و امنيت از سوى همه ملتها موردحمايتقرار گيرد و اگر به اسارت كشيدن ملتها و ستم بر آنها صلح و آرامش را بهمخاطرهمىافكند، بايد همه آنها را ملتها در ريشهكن نمودن سلطه و ستم يارى نمود. نتيجه آنكهمبارزات حقطلبانه ملتهاى ستمديده و جنبشهاى رهايىبخش ملتهاى مستضعف حقىسلبناپذير است، از اينرو حمايت از ملتهاى مورد ستم و محروم در استيفاى اين حق، مسئوليتى است بينالمللى و هدف اين همه اقدامات چيزى جز پاسدارى ازصلح و امنيت بينالمللى نيست. بنابراين حمايت بينالمللى از ملتهاى محروم و در حالمبارزه نمىتواند درتوصيه و يا اعلاميهاى بشردوستانه تلقى شود، بلكه بايد آن را درسطح قاعدهاى حقوقى والزامآور در مقياس بينالمللى پنداشت. از اينروى، عقل و منطقحكم مىكند حمايت بينالمللى از مبارزات حقطلبانه جنبشهاى رهايىبخش بهعنوان اصلى اجتنابناپذير درروابط بينالملل درآيد و جزئى از حقوق اساسى ملتها شمرده شود.[٣] البته حمايت ازجنبشهاى رهايىبخش را نبايد منافى با اصل عدممداخله در امور ديگركشورها تلقى نمود؛ چراكه حق هر انسانى است كه از سلطه و اسارت قدرتهاى تحميلى آزادشود.[٤]
[١]. جلالالدين مدنى، حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران، ج ٥، ص ٢٦٨.
[٢]. خليل خليليان، حقوق بينالملل اسلامى، ص ١٤٣.
[٣]. عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٣، ص ٤٧١ و ٤٧٢.
[٤]. همان، ص ٤٨٣.