آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٢٥
مجموعه تحولات كشور، جامعه ايران را به نوعى بيدار كرد. مردم با هدف قرار دادن استبداد، خواهان تأسيس «عدالتخانه» شدند تا خواستههاى ملىشان تحقق يابد[١] كه البته در ادامه راه به «مشروطه»[٢] تغيير نام داد. مشروطه از بيرون حوزه فكرى جامعه مسلمان ايرانوارد عرصه مطالبات مردم شد و با وجود تلاشهاى فراوان براى بومىسازى و شفافكردن آن، برونزايى و ابهام مفهومى آن مشكلات بسيارى پديد آورد و حتى به مرگ مشروطيت انجاميد.[٣]
در هر حال، انديشه مشروطه نيز با رهبرى روحانيت شيعه و البته با حضور جريان نوظهور منور الفكرى جان گرفت و بارور شد. درپى آن، اجتماعاتى بهپا شد و مساجد و تكايا و امامزادهها پايگاه اعلام خواستههاى عمومى گشتند و بستنشينىها و تحصنها نيز در اعتراض به استبداد شكل گرفت.[٤] با وجود سرسختى شاه و درباريان، پيگيرى مطالبات موجب عقبنشينى مظفرالدينشاه در مقابل خواستههاى مشروطهخواهان (ازجمله عزل عينالدوله از صدراعظمى) گرديد و سرانجام مقدمات تشكيل مجلس دارالشورى فراهم آمد.[٥]
مظفرالدينشاه در پيامى خطاب به صدراعظم مشيرالدوله مقرر نمود كه مجلس تشكيل شود و بعد از انتخاب اعضاى آن «فصول و شرايط نظام مجلس شوراى اسلامى را موافق تصويب و امضاى منتخبين- بطورى كه شايسته ملت و مملكت و قوانين شرع مقدس باشد- مرتب نمايند كه به شرف عرض و امضاى همايونى ما موشح و مطابق نظامنامه مزبور اين مقصود مقدس صورت و انجام پذيرد.»[٦]
[١]. شمسالله مريجى،« مشروطه در آئينه عبرت»، ماهنامه معرفت، ش ٦٥، ص ٩٣.
[٢]. برخى لفظ مشروطيت را برگرفته از واژه«chart » به معناى فرمان و منشور مىدانند، اما درعينحال اين لفظ بر قانون اساسى نيز دلالت دارد.( جلالالدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج ١، ص ٥٣.)
[٣]. براى آگاهى بيشتر درباره روندها و حوادث منتج به انقلاب مشروطيت و رخدادهاى پس از آن بنگريد به: مهدى ملكزاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران؛ محمد بن على ناظم الاسلام كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان.
[٤]. عباسعلى عميد زنجانى، حقوق اساسى ايران، ص ٩٦- ٩٣.
[٥]. جلالالدين مدنى،« سطرهاى يك تاريخى؛ مرورى بر ريشههاى انقلاب مشروطه»، ماهنامه زمانه، ش ٤٧، ص ٨١.
[٦]. على پاشاصالح، سرگذشت قانون( مباحثى از تاريخ حقوق)، ص ٢٤١ و ٢٤٢.