آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣٠١
٧. تفكيكناپذيرى آزادى، استقلال، وحدت و تماميت ارضى كشور؛
٨. دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان؛
٩. عدمتعهد در برابر قدرتهاى سلطهگر؛[١]
١٠. روابط صلحآميز متقابل با دولتهاى غيرمحارب.
البته مىتوان بر اصول كلى سياست خارجى جمهورى اسلامى، اصولى از اين دست را نيز افزود: احترام به قراردادها و معاهدات بينالمللى، حل اختلافات بينالمللى از طريق مسالمتآميز و پذيرش حكميت براساس حق و عدالت، تعاون و مشاركت فعال در امور بينالملل، مقابلهبهمثل در صورت لزوم، ترجيح روابط با كشورهاى اسلامى بر كشورهاى غيراسلامى و نيز رعايت عزت، حكمت و مصلحت در سياست خارجى.
با نگاهى به اصول كلى سياست خارجى جمهورى اسلامى روشن مىشود كه اين سياستها، هم با آموزههاى اسلامى كاملًا سازگار است و هم با مبانى و اصول عقلى.[٢] درحقيقت عقل بنياد حقوق بينالملل اسلامى بهشمار مىآيد؛ يعنى قواعد حقوق بينالملل اسلام، اصولى است مبتنى بر عقل[٣] و برخاسته از معادلات عقلانى بشر.[٤]
البته بايد دانست اسلام از آنرو كه دين خاتم است، معمولًا اصول و مهمترين موضوعات را بيان مىكند، اما هماهنگى و همسازى اين اصول با مقتضيات زمان و مكان و در چارچوب مقدورات و محذورات كشور، وظيفه انديشهورزان، سياستمداران و سياستگذاران است.
اهداف سياست خارجى جمهورى اسلامى
اين اهداف را مىتوان در دو بخش بررسى كرد كه بدانها مىپردازيم.
[١]. درباره سياست عدمتعهد در قانون اساسى بنگريد به: محمد هاشمى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، ج ١، ص ٤١٣- ٤٠٣.
[٢]. براى آشنايى بيشتر با سياست خارجى جمهورى اسلامى بنگريد به: بيژن اسدى، سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران.
[٣]. براى آگاهى از ديگر منابع حقوق بينالملل اسلامى بنگريد به: عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٣، ص ١٢٠- ١٠٥.
[٤]. همان، ص ٤٤١ و ٤٤٢.