آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣١٣
اسلام دور نمانده است. در اسلام جنگ براى مقابله با ظالمان و ستمگران، جهاد در مقابل كسانى كه مؤمنان را از ديار خود بيرون مىرانند و نيز مبارزه در راه خدا و احقاق حقوق مستضعفان و محرومان، بهعنوان فريضهاى الاهى مورد تأكيد قرار گرفته است.[١]
٢. در نگاه اسلام روابط دوستانه و مسالمتجويانه با دولتهاى محارب ممنوع است. منظور از دولتهاى محارب[٢] دولتهايىاند كه با مسلمانان در حال جنگاند و موجوديت كشور اسلامى را به رسميت نشناخته، و به اصل عدممداخله در كشورهاى ديگر بىاعتنايند. در اصل ١٤ قانون اساسى مىخوانيم:
به حكم آيه شريفه: «لَا ينْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيهمْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»،[٣] دولت جمهورى اسلامى ايران و مسلمانان موظفاند نسبت به افراد غيرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامى عمل نمايند و حقوق انسانى آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كسانى اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ايران توطئه و اقدام نكنند.
٣. از ديدگاه اسلام، مسلمانان در روابط خود با كفار و بيگانگان حق ندارند چنان با آنها رابطه دوستى برقرار كنند كه عزت اسلامى در معرض مخاطره قرار گيرد و همچنين نبايد آنها را محرم اسرار خود قرار دهند؛ زيرا ممكن است با آگاهى از امور سرى مسلمانان، راه تسلط بر جامعه اسلامى را بگشايند. قرآن كريم درهمينباره مىفرمايد:
اى افراد با ايمان! هيچگاه بيگانهاى را محرم اسرار خود قرار ندهيد و بر رازهاى پنهان خود آگاه نسازيد؛ زيرا آنان از هرگونه شر و فسادى درباره شما كوتاهى نمىكنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. نشانههاى دشمنى با شما از دهان و كلامشان آشكار شده و آنچه در دلهايشان پنهان مىدارند، از آن بيشتر است. ما آيات را براى شما بيان كرديم، اگر انديشه كنيد.[٤]
آنهايى كه كافران را به جاى مؤمنان دوست خود انتخاب مىكنند، آيا عزت و آبرو را نزد آنان مىجويند؟! با اينكه همه عزتها از آنِ خداست.[٥]
[١]. بنگريد به: حج( ٢٢): ٣٩ و ٤٠؛ توبه( ٩): ٩؛ بقره( ٢): ١٩٠؛ و مرتضى مطهرى، جهاد.
[٢]. دولتهاى غيرمحارب كه در اصل ١٥٢ آمده است، دولتهايى را شامل مىشود كه اولًا اساس آنها نامشروع نباشد و در سياستهاى جهانى ماهيت و وجودى ضدبشرى و غيرقانونى( همانند رژيم اشغالگر قدس) نداشته باشند. ثانياً وجود نظام و دولت ما را مغاير با منافع و اهداف خود ندانند.( قاسم شعبانى، حقوق اساسى و ساختار حكومت جمهورى اسلامى ايران، ص ٢٥٦.)
[٣]. ممتحنه( ٦٠): ٨.
[٤]. آلعمران( ٣): ١١٨.
[٥]. نساء( ٤): ١٣٩.