آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٥١
ماهيت دموكراسى بهعنوان مجموعهاى از شيوهها و نيز آن را قادر مىسازد كه خود را با بسيارى از نهادهاى سياسى و اقتصادى تطبيق دهد. آنگونه كه تجربه نشان داده، نظام دموكراسى با اين نظامها نيز سازگار است: حكومتهاى جمهورى و پادشاهى، نظامهاى دوحزبى و چند حزبى و كم و بيش سرمايهدارى و همچنين سوسياليسم و يا دولت رفاه. ايننوع نگاه به دموكراسى، با تعريف مونتسكيو از دموكراسى همسو نيست؛ زيرا از منظر وى، «هنگامى كه در جمهوريت، ملت زمام امور را در دست مىگيرد، اين طرز حكومت، دموكراسىاست.» او دموكراسى را ظرفى مىداند كه مىتواند مظروفها و محتواهاى گوناگون را در خود جاى دهد. دموكراسى مغربزمين از نگاه فلاسفه سياست و جامعه برپايه اومانيسم، ليبراليسم و سكولاريسم استوار است كه اين مثلث، با انديشه دينى اسلامى از اساس درتنافى است، ولى اگر دموكراسى را روشى براى اداره جامعه بدانيم، آنگاه مىتوان از دستاوردهاى مثبت آن بهره گرفت.
دراينباره بايد خاطرنشان كرد اصولًا دموكراسى ماهوى در پيوند با نظام سياسى ليبرالِ سرمايهدارى قرار گرفته است. اين نظام بر اصالت غرايز انسانى استوار است و به همينرو برآوردن حوايج مادى و جسمانى را بهعنوان اصل اساسى و هدف نهايى روابط اجتماعى به رسميت مىشناسد و با تكيه بر مكتب «اصالت فرد» براى فلسفه وجودى حاكميت و جامعه هيچ نوع غايت فرامادى قائل نيست. درمقابل، دموكراسى روشى را مىتوان بسترسازى براى ايجاد فضايى دانست كه در آن امكان رويش نظامهاى استبدادى و حكومتهاى فردسالار از طريق راهكارهايى چون انتخابات ادوارى و آزاد منتفى مىگردد، از اينرو، الزاماً ميان دموكراسى روشى و ماهوى تقارنى وجود ندارد.[١] البته برخى اصول كه در نظام دموكراسى (دستكم در بعد نظرى آن) مورد تأكيد است، در حوزه انديشه دينى بهگونهاى قوىتر مطرح است؛ اصولى چون:
١. احترام به شخصيت انسان و مهم تلقىكردن ارزش هر يك از افراد بشر؛
٢. ايمان به صلاحيت مردم براى تصميمگيرى صحيح در مسائل و حل مشكلات خود؛
[١]. براى آگاهى از رابطه دموكراسى ماهوى با ليبراليسم و فرهنگ اباحيگرى بنگريد به: شهريار زرشناس، جامعه مدنى.