آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣٤
نظام جور غيرمشروطه، سلطان جائر حق خدايى را غصب و در درجه اول به ساحت اقدس الاهى ظلم نموده و از ديگر سو با غصب مقام ولايت، نسبت به معصوم ستم روا داشته و دست آخر با مالكالرقاببودن بر مال و نفوس مردم، در حق آنان نيز ظلم كرده است.[١]
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران
انقلاب اسلامى آغاز دگرگونى بنيادين در اصول و ارزشهاى حاكم بر جامعه ايرانى بود. فرزندان ايرانزمين با داشتن پيشينه فرهنگى درخشان، پربار، غنى و البته كهن پس از ركودِ ناشى از استبداد و استعمار، دورى از مفاهيم اصيل دينى و ملى و نيز تجربه الگوهاى مختلف فكرى و فرهنگى، به اين نتيجه رسيدند كه براى تأمين سعادت خود نيازمند الگويى نو، بومى درونزا بر پايةةة ارزشهاى اصيل دينى و ملىاند. انقلاب اسلامى برخلاف بسيارى از انقلابهاى ديگر- كه به نيازهاى آدمى نگاهى تك بعدى دارند- هدف اصلى خود را تأمين سعادت مادى و معنوى انسان اعلام نمود؛ چنانكه در مقدمه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مىخوانيم:
ويژگى بنيادى اين انقلاب نسبت به ديگر نهضتهاى ايران در سده اخير، مكتبى و اسلامىبودن آن است. ملت مسلمان ايران پس از گذر از نهضت ضداستبدادى مشروطه و نهضت ضداستعمارى ملىشدن نفت به اين تجربه گرانبار دست يافت كهعلت اساسى و مشخص عدمموفقيت اين نهضتها مكتبىنبودن مبارزات بوده است. گرچه درنهضتهاى اخير، خط فكرى اسلامى و رهبرى روحانيت مبارز سهمى اصلى واساسى رابرعهده داشت، ولى بهدليل دورشدن اين مبارزات از موضع اصيل اسلامى، جنبشهابهسرعت به ركود كشانده شد.[٢] از اينجا وجدان بيدار ملت به رهبرى
[١]. عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٨، ص ٢٩٣.
[٢]. براى آگاهى بيشتر درباره روندهاى منتج به انقلاب اسلامى بنگريد به:
عباسعلى عميدزنجانى، انقلاب اسلامى و ريشههاى آن؛ جمعى از نويسندگان، انقلاب اسلامى ايران؛ مرتضى مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى؛ منوچهر محمدى، تحليلى بر انقلاب اسلامى؛ اكبر خليلى، گام به گام با انقلاب؛ سيد حميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى؛ عبدالوهاب فراتى، رهيافتهاى نظرى بر انقلاب اسلامى؛ همو، درآمدى بر ريشههاى انقلاب اسلامى( مجموعه مقالات)؛ محمد شفيعىفر، مدخلى بر انقلاب اسلامى و ريشههاى آن؛ محمدمهدى باباپور، تحليلى بر انقلاب اسلامى ايران.