آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣١١
تلقى گشتن صلح نيست؛[١] چنانكه آيات و روايات متعددى نيز مؤيد اصالت صلح در مكتب اسلام است.[٢]
خداوند به پيامبر اكرم (ص) دستور مىدهد كه اگر دشمنان تو از درِ مسالمت و آشتى با تودرآمدند، تو نيز از فرصت استفاده كن و به اين درخواست پاسخ مثبت ده.[٣] در جايى ديگر نيز مىفرمايد:
اى پيامبر! اگر اينها [/ دشمنان] از جنگ با شما كنارهگيرى نموده و اظهار صلح كردند، خداوند به شما اجازةةة جنگ با آنها را نمىدهد.[٤]
در اين آيه خداوند نهتنها پيامبر را به صلح با دشمنان مىخواند، بلكه با دلدارى و يارى خود از او رفع نگرانى مىكند.
قرآن كريم[٥] به مسلمانان دستور مىدهد كه اگر دو گروه از مسلمانان با هم درگير شدند، بايد بكوشند ميان آنان صلح و سازش برقرار كنند و اگر يك گروه تمكين نكرد، با آن بجنگند تا به صلح عادلانه تن دهد.[٦]
قرآن با جملةةة «وَالصُّلْحُ خَيرٌ»،[٧] صلح را اقدامى برتر، فراراه روابط فردى و اجتماعى بشر قرار داده است. از آنجا كه در اسلام اصالت صلح بهعنوان قاعدهاى حقوقى پذيرفته شده،[٨] اسلام انديشه همزيستى مسالمتآميز ميان پيروان اديان الاهى را به صورت اعلاميه جهانى مطرح مىسازد و با وجه مشترك قرار دادن «كلمه حق و اعتقاد به خداى يكتا و نفى شرك»، همگان را به ائتلاف و اتحادى جهانى مىخواند.[٩] سياست مسالمتجويانةةة اسلام، در دعوت
[١]. خليل خليليان، حقوق بينالملل اسلامى، ص ٢٠٧.
[٢]. عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٥، ص ٤٤.
[٣]. انفال( ٨): ٦١ و ٦٢.
[٤]. نساء( ٤): ٩٠.
[٥]. حجرات( ٤٩): ٩.
[٦]. جعفر سبحانى، مبانى حكومت اسلامى، ج ٢، ص ٥٩٥.
[٧]. نساء( ٤): ١٢٨.
[٨]. عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٣، ص ٣٧٨.
[٩]. محمد هاشمى، حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران، ج ١، ص ٤١٧.