آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٣١
را تهيه كرد و نوبت به طرح اصول آن در كميسيونهاى مجلس رسيد.[١] پس از جريان تدوين و تصويب متمم قانون اساسى، بهدليل كاهش شور و اشتياق اوليه و عجله در تصويب هرچه زودتر قانون اساسى، بهتدريج تضادهاى فكرى نمايندگان مجلس بهويژه در تدوين متمم بيشتر شد؛ بدين بيان كه برخى با تقليد از غرب متمم قانون اساسى را در حد ترجمه قوانين اروپايى مىخواستند و پارهاى نيز درپى حكومت قوانين اسلامى و درواقع خواهان همراهكردن ديانت و سياست بودند.[٢]
اين دوگانگى در ميان علما نيز بهوجود آمده بود و برخى اصولًا مشروطه را جداى از شرع مقدس مىپنداشتند و معتقد بودند مقررات اسلامى بالاتر از آن است كه در قوانين دنيوى و بشرى جاى گيرد. در اين ميان، برخى از علما مانند شيخ فضلالله نورى و سيد محمدكاظم يزدى و همراهانش، مشروطةةة غيرمشروعه را بسيار خطرناك مىدانستند، از اينرو سخت درپى پايهگذارى سياست دينى بودند.[٣] به هر روى، مسئولان مجلس و برخى از مجلسيان با توجه به مشروعهخواهى مردم متمم پيشنهادى را به تأييد علما و طرفداران مشروعه رساندند.
پس از آن شيخ فضلالله نورى كه براى اجراى احكام شرعى و تأمين حقوق ملت در چارچوب احكام اسلامى كوشش بسيار كرده بود،[٤] به تهيه و نگارش اصلى پرداخت كه برپايه
[١]. على پاشاصالح، سرگذشت قانون( مباحثى از تاريخ حقوق)، ص ٢٤٣.
[٢]. براى آگاهى بيشتر درباره انديشههاى متنازع در مجلس آن زمان بنگريد به: محمدتقى بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسى در ايران؛ منصوره اتحاديه، پيدايش و تحول احزاب سياسى مشروطيت.
[٣]. درباره مبارزات سياسى و نظرى جريان مشروعهخواه بنگريد به: محمد تركمان، مجموعه رسائل، اعلاميهها و لوايح شيخ فضلالله نورى؛ على وفادار، حقوق اساسى و تحولات سياسى، ص ٧٨- ٧٦؛ مرتضى مطهرى، نهضتهاى اسلامى در صد سال اخير.
[٤]. نبايد به غلط پنداشت كه مخالفت شيخ فضلالله با مشروطهخواهان به معناى هوادارى او از استبداد محمدعلىشاه بود. شيخ همواره بر اين امر تأكيد مىورزيد كه او در موضوع مشروطيت و محدود بودن سلطنت مخالفتى ندارد و بلكه احدى نمىتواند ضرورت آن را انكار كند. وى مىگفت ما طالب اسلامى بودن مشروطه و قوانين مصوب مجلس هستيم.( به نقل از: عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٨، ص ٣٢٩.)
شيخ شهيد در اين زمينه در پاسخ به مخالفانش كه او را مستبد مىخواندند، چنين گفت:« من به هيچرو منكر مجلس شوراى ملى نيستم، بلكه مدخليت خود را در باب تأسيس اين اساس بيش از همه كس مىدانم. من آنمجلس شوراى ملى را مىخواهم كه اساسش بر اسلاميت باشد و برخلاف شريعت، قانونى نگذارد.»( محمدتركمان، مجموعه رسائل، اعلاميهها و لوايح شيخ فضلالله نورى، ص ١٩١، ٢٤٤ و ٢٤٥.)